تبليغاتX
واحه

بیانیه تشکلهای دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
درباره تحولات اخیر کشور و بازداشت و پروندهسازی برای جمعی از دانشجویان دانشکده

در پنجاه روز اخیر مردم ما شاهد اتفاقات بدیعی بوده اند که در طول تاریخ این کشور کم نظیر است. به واقع دهمین انتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای آن فراتر از یک انتخابات ساده و معمولی، تاثیراتی بسیار عمیق بر ساختارهای سیاسی و دستهبندیهای اجتماعی ما به جای گذاشت.

در این انتخابات از یک سو جریان حاکم با هدف تثبیت وضع موجود و از سوی دیگر ارادهی عمومی مردم با رویکرد تغییر این وضع پا به میدان رقابت گذاشتند. نتیجه اعلام شده از شمارش آرای مردم وقتی در کنار اقدامات پیش و اندکی پس از برگزاری انتخابات قرار گرفت، موجی از بی اعتمادی را در میان بخشهای وسیعی از جامعه پدید آورد که موجب اعتراض آنان به این نتیجه شد. واکنش جریان حاکم به این موضوع اما واکنشی نامتناسب بود. شروع دستگیری وسیع فعالان سیاسی از ساعتی پس اعلام نتایج، تهدید و تحدید رسانههای غیر دولتی، حمله به خوابگاههای دانشجویی در تهران و تعدادی دیگر از شهرستانها، سرکوب گسترده راهپیماییهای مسالمت آمیز مردم معترضی که همگی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی عمل میکردند، اقداماتی است که نمیتواند به راحتی به عنوان یک واکنش طبیعی به اعتراضات مردمی توجیه شود.

در میان افراد دستگیرشده جمع زیادی از جوانان و دانشجویان و از جمله سه تن از دانشجویان ممتاز فعلی و سابق این دانشکده خانمها و آقایان سمیه توحیدلو(دانشجوی دوره دکترای جامعه شناسی)، حسام سلامت(دانشجوی دوره کارشناسی ارشد جامعه شناسی) و محمدرضا جلایی پور(دانشجوی دوره دکترای جامعه شناسی) نیز حضور دارند که مایه نگرانی ماست.

متاسفانه جریان حاکم در این مدت با هدف توجیه حرکت کودتاگونه خود و به پیروی ازنظریهی کلاسیکی که هر گونه اشکال خشونت را ناشی از ضعف قدرت و یا ترس توهمگونه میداند، با زیر سوال بردن کوششهای شرافتمندانه منتقدین سیاسی و اجتماعی اقدام به ایراد اتهامات سنگین و بیپایه نموده است. اتهاماتی که در اخیرترین اقدام این جریان در کیفرخواست ارائه شده در دادگاهی که از سوی حقوقدانان مستقل با اشکالات عدیده ای مواجه شده، بیش از هر چیز حول دو محور تلاش برای براندازی نرم و برپایی انقلاب رنگی و نیز ارتباط با اعضای گروه منافقین دسته بندی شده است.

به باور ما که جملگی دانشجوی علوم اجتماعی هستیم و بر پایه نوع تحصیلات مان که ارتباط وثیقی با مقوله تحولات سیاسی و انقلاب از هر نوع آن دارد، انقلاب رنگی در جایی ممکن است که مخالفان، توان بالایی برای سازماندهی نیروهایشان داشته باشند، امکانات پشتیبانی از این نیروها فراهم باشد، رسانههای وسیع نیز ارتباط مستمر میان این نیروها را فراهم نمایند و در مقابل نیز گروه حاکم به هر دلیل توانایی خود را برای سرکوب از دست داده و امکان بسیج توده ای نیز نداشته باشد. به علاوه اینها چنین انقلابی باید از شکافهای فعال و نیرومندی چون شکاف قومیتی یا شکاف نسلی انرژی بگیرد. چنین شرایطی به هیچ عنوان در کشور ما وجود نداشت و این مطلب پس از اتفاقات کشورهای شوروی سابق، بارها و بارها به طرق مختلف از سوی اساتید ما مورد تاکید قرار گرفته است. مرتبط دانستن ارادهی عمومی مردم معترض به عناوینی چون انقلابهای رنگی، تنها میتواند از اذهانی تراوش کند که علوم انسانی را محصول نفس اماره میدانند و به دنبال استحالهی این علوم و راه انداختن انقلاب فرهنگی دیگری هستند.

چگونه باور کنیم جریانی که مورد حمایت جمع وسیعی از نخبگان و عالمان و دانشمندان علوم انسانی بوده و از آنها مشاوره گرفته است، میتوانسته دچار چنین خطای فاحشی شود؟ اتهام تلاش برای براندازی نرم به فعالان انتخاباتی، از نظر ما صرفا تمسک به یک افترا برای توجیه اقدامات سرکوب گرانه و حذفی است و ریشه ای در واقعیت ندارد.

اتهام دیگری که به جمع زیادی از نخبگان دستگیر شده وارد شده، اتهام عضویت یا همکاری با اعضای گروه منافقین است. متاسفانه پرونده سازان به این موضوع توجه نکرده اند که با ایراد این اتهام در واقع در حال زنده کردن گروهی هستند که با بی توجهی مردم ایران و سقوط حامی بزرگ آن اندک اندک به یک مرده سیاسی بدل شده است. اساسا در باور ما نمی گنجد گروهی که تمام توانش به برگزاری تجمعهای چند نفره در خارج کشور و برخی حرکتهای ایذایی در داخل محدود شده، بتواند هدایت حرکتهای مردمی را در دست گرفته و جمعی از نخبگان و از جمله دانشجویان برجسته را به استخدام خود درآورد. کسانی که چنین اتهامی را در پرونده فعالان سیاسی و دانشجویی گنجانده اند اگرچه نمی توانند از این طریق این عزیزان را بدنام و طرد نمایند اما با کمال تاسف در مسیر تجدید حیات این گروه ورشکسته که اینک حتی از عراق نیز رانده شده، قدم میزنند.

از سوی دیگر این دادگاه پراشکال در حالی برگزار شده و در شرایطی جمعی از سرآمدان این جامعه که تا پیش از این انتخابات در حلقه ی همین سیستم معنا و حیات اجتماعی پیدا میکردند را به اتهامات واهی محاکمه میکند، که ما در پنجاه روز گذشته شاهد تعرض به منازل مردم و خوابگاههای دانشجویی بوده ایم، سرکوب معترضین را به غیر قابل توجیه ترین شکل در خیابانهای شهر تجربه کرده ایم، کشته شدن کسانی را دیده ایم که تنها جرمشان اعتراض به نتیجه اعلام شده برای انتخابات بود و به تواتر شنیده ایم از بازداشتهای خودسرانه، نقض قانون در جریان دستگیری، شکنجه دستگیرشدگان تا حد مرگ و اخذ اعتراف زیر فشار. انتخاباتی که میتوانست موجب آشتی میان آرای خاموش طبقهی متوسط با حاکمیت شود، به سادگی از طریق اقداماتی نسنجیده تبدیل به جنگی میان شادی و خشونت شد.

دستگاه عدلیه اگر داعیه بی طرفی و برقراری قسط را دارد، پیش از هر چیز باید به این مسائل رسیدگی کند. این دستگاه باید چند و چون رسیدگی به مسائلی را که در جریان دستگیریها و برخورد با مردم صورت گرفته مشخص کند و بپذیرد که هیچ اقرار و اعترافی پیش از آنکه مشخص شود این اظهارات در چه شرایطی و تحت تاثیر چه عواملی بیان میشود قابل قبول نیست. همچنین باید پذیرفته شود که متهمین از کلیه حقوق مصرح در قانون و از جمله دسترسی آزاد به وکیل بهره مند گردند.

به هر روی ما در کنار مردم سرافراز ایران، مراجع و علمای آزاداندیش حوزههای علمیه، شخصیتهای برجسته علمی و دانشگاهی، استوانههای انقلاب و خدمتگزاران واقعی ملت نگرانی عمیق خود را از وضعیت موجود و شکافهای پدید آمده در جامعه و میان مردم و حکومت ابراز داشته و نسبت به عواقب جبران ناپذیر آن هشدار میدهیم. ما خواستار آزادی هرچه سریعتر و توام با احترام کلیه دستگیرشدگان حوادث اخیر و از جمله دوستان هم دانشکده ای مان هستیم و حکومت را موظف به جبران خسارتهای وارد بر مردم و دلجویی از آنها میدانیم و معتقدیم برون رفت از وضعیت موجود جز با جبران خطاهایی که در این مدت صورت گرفته ممکن نیست.

نهادها و تشکلهای دانشجویی دانشکده علوم اجتماعی:

  • انجمن اسلامی دانشجویان
  • شورای صنفی دانشجویان
  • جامعه فرهنگی
  • کانون تئاتر
  • کانون موسیقی
  • انجمن علمی دانشجویی جامعه شناسی
  • کمیته حمایت از حقوق دانشجویان احضارشده به کمیته انضباطی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط واحه |


 گویی دشمنی تاریخی استبداد و تحجر را با دانش، دانشجو و دانشگاه پایانی نیست و او همواره در کمین نشسته تا در هر بزنگاهی از دانشگاه انتقام بگیرد و این چراغ میهن را به سنگ ستم بشکند تا خدمتی دوباره به سلطه نادانی کرده باشد. اینان که هنوز از فضای عصبیت‌ها و سبعیت‌های جاهلیت خارج نشده‌اند و ندای پیامبران و مصلحان و ناصحان در گوش ایشان اندک اثری نکرده است، نمی توانند خصومت خود را نسبت به مدنیت و نمادهای آن از جمله دانشگاه پنهان کنند. چونان اقوام بدوی به محل تحصیل و زندگی دانشجویان یورش می‌برند و تا در توان دارند می‌زنند و می‌شکنند و به آتش می‌کشند و تلاش می‌کنند با بازداشت و در واقع به گروگان گرفتن دانشجویان، دانشگاه را از اعتراض به خیانت صورت گرفته و فضای نظامی و خفقان ایجاد شده باز دارند، غافل از اینکه این بار سرکنگبین صفرا خواهد فزود و فارغ از این حقیقت که طوفان درو خواهد کرد، آن کس که باد بکارد.
 

از میان هموطنان و دانشجویان قهرمان بازداشت شده، نگرانی و اندوه سه هم‌دانشکده‌ای عزیزمان یعنی حسام سلامت، سمیه توحیدلو و محمدرضا جلائی پور، بیش از همه آزارمان می‌دهد و آراممان نمی‌گذارد.
در این میان، از همه رسواتر و تاسف بارتر، پروژه انتساب اتهامات کذب و ساختگی نظیر تلاش برای انجام انقلاب مخملی و ارتباط با اعضای گروهک منافقین به برخی دانشجویان دربند است. روی آوردن به ایراد این قبیل اتهامات ساختگی و کذب به دانشجویان بی شک نشانی آشکار و روشن از خالی بودن دست سرکوب گران از هرگونه اتهام واقعی است.
 

به عنوان دانشجویان علوم اجتماعی که بحث پیرامون چند و چون انقلاب های مخملی در حوزه تخصصی آموزشی آنها می گنجد، نمی توانیم حیرت خود را از طرح این گونه اتهامات به نیروهای سیاسی و اجتماعی کشورمان با زمینه های تاریخی و اجتماعی خاص خود، پنهان نماییم. چاره ای نداریم جز اینکه به مانند همیشه با لبخندی بر لب و البته تاثری در دل از اینکه چنین توهمات و افکار پریشانی در دستگاه قضایی کشور تسری یافته، با طرح موضوع انقلاب مخملی در کشور برخورد نماییم.
 

از سوی دیگر، دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی با شناختی که از سوابق و جایگاه دوستان در بند خود دارند، شهادت می دهند که اتهام ارتباط با اعضای گروهک منافقین به دانشجویان از اساس کذب و باطل بوده و ایرادکنندگان چنین اتهامات کذبی را نیک خواهانه تحذیر می کنند که بیش از این با نسبت دادن این قبیل مسائل به دانشجویان، مایه وهن و بی اعتباری بیشتر نظام جمهوری اسلامی و قوه قضاییه آن را که باید مامنی برای عدالت ورزی باشد، فراهم نیاورید.
 

گرچه امروز، آنچه ننگ‌آور است، نه بند که آزادی است زیرا که دربند سرکوبگرانی این چنین بودن خود نشانی است پر قیمت از شرف و آزادگی و شجاعت، اما زندانبان این زندان بزرگ نباید حتی لحظه ای تصور کند که با دربند نگاه داشتن همکلاسی هایمان می‌تواند فضای انفعال و سرخوردگی را به دانشگاه تزریق کند.
 

هرگز. ما ایستاده‌ایم و گروگان بودن دوستانمان نه تنها ما را در خویش فرو نخواهد برد بلکه خشم مقدس مان را مضاعف خواهد کرد و بر استواری گام‌هایمان خواهد افزود. ما را با این شب تار سخنی از سر لابه و زاری نیست. او باید بداند که یا همکلاسیهایمان محمدرضا جلائی پور، سمیه توحیدلو و حسام سلامت را به سرعت آزاد خواهد کرد و یا پاسخی درخور و شایسته از دانشجویان دریافت خواهد کرد.
 

به راستی که یاری خدا نزدیک است.
 

نشریات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران :
 
•    نشریه دانشجویی پگاه
•    نشریه دانشجویی خستو
•    نشریه دانشجویی شب
•    نشریه دانشجویی صبح
•    نشریه دانشجویی نوروز
•    نشریه دانشجویی نیمه تاریک
•    نشریه دانشجویی واحه
 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط واحه |

امروز و از پس هفت ماه تلاش انجمن اسلامی دانشکده و دانشجویان منتقد برای برقراری عدالت در گروه جامعه شناسی و برخورداری از مدیر گروهی پاسخگو، اتفاق جالبی افتاده است. در حالی که همگان اذعان دارند که مدیریت گروه باید به دانشجویان پاسخگو باشد و در حالی که معاونت آموزشی دانشگاه تهران اعلام می کند که شرط عربی مورد تایید دانشگاه نیست و در حالی که اکثریت قاطع اساتید گروه جامعه شناسی خواستار برکناری حسین کچوئیان از مدیریت گروه جامعه شناسی هستند و در حالی که اکثریت دانشجویان نیز این مهم را می خواهند، 13 دانشجو به اتهامی که هنوز نمی دانند چیست به کمیته انضباطی احضار می شوند. در حالی که دانشجویان، نمی دانند موارد اتهامیشان چیست(چون در احضاریه ها قید نشده) در همان روز بسیج دانشجویی دانشکده( که پیش از آن حسین کچوئیان وعده انداختن آن به جان انجمن را داده بود) طی بیانیه ای کم کاری کمیته انضباطی را جبران کرده و سیلی از اتهامات را روانه دانشجویانی می کند که به کمیته انضباطی احضار شده اند. شاید در هیچ جای دنیا اینگونه نباشد که یک گروه دانشجو، در مناقشه دانشجویان با دولت، رسما، علنا و تماما جانب دولت را بگیرد و هم صنفان خود را به قدرت دولتی بفروشد. اما ایران است دیگر، پیوند با قدرت مستقر، هویت دانشجویی دوستان بسیج را تقریبا از بین برده و آنان را در کنار قدرت مستقر غیر پاسخگو کاملا در برابر اکثریت دانشجویان قرار داده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحی

گذراندن روزهای پرفراز ونشیب خوب یاد آدم ها می دهد که نباید تا در میانه ی راه هستی قضاوت کنی.قبل از آنکه چیزی به نتیجه برسد یا آنکه هنوز فرصت داشته باشی.

انجمن اسلامی در سال تحصیلی گذشته آنقدر روزهای با اوج و فرودی را گذراند که به تمامی معنا مصداق این نظر باشد. وقتی فعالیت های روتین و معمول خود را در آغاز سال تحصیلی شروع کرد که فضای دانشجویی عملا در عادتی متوالی قرار داشت. دانشکده، اساتید و دانشجویان آن طبق روال گذشته عمل می کردند. عده ای فعال،عده ای بی طرف و عده ای هم بی تفاوت به همه چیز. انجمن اسلامی رسالتی فراتر از کارهای معمول دانشکده برای خود تعریف کرد. انتقاد از وضعیت نامطلوب و مشکلات موجود در گروه جامعه شناسی به فراخور آشنایی بیشتری که با این گرایش در ابتدای کار وجود داشت(7نفر از 9نفر اعضای انجمن زیر مجموعه ی گروه جامعه شناسی بودند). پروژه ای که رفته رفته میزان اطلاعات آن بیشتر شد و جدیت قضیه افزایش یافت. دیگر مسئله بر سر اشکال داشتن یکی دو مورد وانتقاد از برخی رویه های نامطلوب نبود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

 

روز گذشته ساعتی قبل از پایان انتخابات انجمن های علمی دانشجویی تعدادی پلاکارد در اعتراض به انتخابات انجمن علمی جامعه شناسی روی دیوار رفت و در دستان برخی کاندیداها نیز دیده شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

ترجمه: شیما کاشی

میر حسن موسوی، کاندیدای انتخابات دهم ایران، روز سه‌شنبه در سخنرانی اش در دانشگاه تبریز گفت:“ تعصب در افکار، یک ضربه و زیان جبران ناپذیر و سخت را بر ایران وارد می‌آورد.برخی افراد متعصب در تلاش هستند تا با کشیدن یک دیوار، جلوی افکار و ایده‌های جدید و تازه‌ی نسل جوان بایستند.“ این سخنان می‌تواند به منزله‌ی انتقاد میرحسین موسوی به دولت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور فعلی ایران باشد. اگرچه در هیچ‌کجای این سخنرانی موسوی به طور مستقیم نامی را مطرح نکرد.اما این اشارات به منزله‌ی انتقادات او به وضع کنونی ایران است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

علیرضا کیانفر 

گل کشی در اوین

درد و غم در کمین

مرگ یک سرزمین

روی تخت زمین

کنج سلول سرد

نعره دردای مرد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

ملیحه ریاضی

اين روزها و در بحبوحه اتخابات يكي از مباحثي كه بسيار مطرح است و ما با آن سروكار داريم، بحث تحريم انتخابات و تحريمي هاست.

جمله اي كه در اين باره بسيار شنيده مي شود اين است كه راي ندادن= راي دادن به احمدي نژاد.

صرف نظر از اينكه عده اي با اين جمله مخالف بوده و آن را ناقض حق شخصي هر فرد و دموكراسي مي دانند، توجه و بررسي چنين جمله اي در بستر و شرايط امروز جامعه خالي از لطف نخواهد بود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

شرایط استخدام برداشته شد
احضارها بر اساس گزارش دانشکده بوده است

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

سه هفته از آغاز سال جديد مي‌گذرد. وضعيت گروه جامعه‌شناسي به خاطر سرسختي دكتر كچوئيان در ابهام به سر مي‌برد. روند پذيرش اعضاي هيئت علمي،  براي بررسي تخلفات صورت گرفته به تاخير افتاده است. برخي كلاسهاي دكتر كچوئيان تشكيل نمي‌شود. برخي اساتيد حاضر به ادامه همكاري با دكتر كچوئيان در اداره گروه جامعه‌شناسي در صورت تداوم مديريت ايشان نيستند. براي برخي اساتيد اساسا چيزي به نام گروه جامعه‌شناسي در شرايط فعلي موجوديتي ندارد. در طول اين سه هفته، آقاي دكتر كچوئيان به طرق مختلف(برگزاري جلسه‌ها با حضور دانشجويان ارشد و دكترا، ترك جلسه در ميانه، تشكيل ندادن جلسات و در آخرين مورد كنسل كردن جلسه روز قبل از تشكيل) از تشكيل جلسه‌اي كه قرار است راجع به تغيير مديريت گروه جامعه‌شناسي در آن بحث شود، جلوگيري كند. اميد ايشان به فرونشستن آتش مخالفت اساتيد و پايان يافتن سال تحصيلي و خاموشي دانشجويان‌ است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

مصطفی احمدی

داستان چالش دانشجویان منتقد با مدیر گروه جامعه شناسی به صفحات آخر خود رسیده است. مدیری که یک روز با اقتدار تمام از این سخن می گفت که به دانشجو جوابگو نیست و دانشجویان را در مطالبات خود تنها می دید، امروز به شدت تنها شده است.

مدیری که اندک زمانی قبل امضای تمام اعضای گروه جامعه شناسی و از جمله خودش را پای ورقه ای گذاشت که اعلام می کرد تمام تصمیمات گروه در صحن علنی و به صورت دموکراتیک اخذ می شود، امروز حتی حاضر نیست جلسات عادی گروه را تشکیل دهد از ترس انکه مبادا تصمیمی برای رفتن او گرفته شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

يك استاد دانشگاه، وظايفي چند را به عهده دارد و اساسا تنها براي انجام آن وظايف است كه حضورش در دانشگاه معنا و مفهوم مي‌يابد. اين وظايف به سه دسته تقسيم مي‌شود، اولا وظايف آمورزشي كه عمده آن در حضور بر سر كلاسها و ارتباط با دانشجويان و پاسخگويي به سوالات و ابهامات آنان و مشاركت دادن آنها در فعاليتهاي پژوهشي است. وظيفه دوم شركت در جلسات گروه مربوطه و انجام فعاليتهاي جمعي، نظير امور استخدام، ارائه دروس، تصويب پروپوزالها و ... است. سوم فعاليتهاي پژوهشي است كه اساسا حضور در دانشگاه، تنها به لحاظ حمايتهاي مادي و استفاده از دانشجويان مي تواند در بهبود فرآيند آن موثر باشد. در اينجا برآنيم كه ميزان تطبيق وضعيت دكتر حسين كچوئيان بر وظايف معمول يك عضو هيئت علمي را بررسي كنيم تا بفهميم اشتباهات استراتژيك ايشان در ترجيح سمت خود در مديريت گروه بر علم و علم آموزي، تقابل و ايستادگي در برابر خواست بر حق دانشجويان مبني بر پاسخگويي و فرار از رودررويي با اعضاي منتقد در انجمن اسلامي، برقراري ارتباط مستمر با نهادهاي غير مستقل دانشجويي نظير بسيج دانشجويي و متحد اخيرش شوراي صنفي و استفاده ابزاري از آنها براي مقابله با دانشجويان حق طلب و عدالتخواه و تبديل مطالبه گري دانشجويان از اساتيد به نزاع دو جريان دانشجويي (كه با هوشمندي اعضاي انجمن اسلامي نقش بر  آب شده است)، درگيري شديد با اساتيد گروه و تخلفات عديده ايشان در مقام مديريت گروه جامعه شناسي و دروغها و تهديدات ايشان عليه برخي اساتيد و دانشجويان و موارد ديگر، چگونه دكتر كچوئيان را به جايي رسانده كه حضور ايشان در دانشكده در شرايط فعلي نه تنها چندان كاركرد مثبتي ندارد، بلكه بعضا به يك ضد كاركرد بدل شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

 

آموزش معمولا برای کلاس هایی که تشکیل نمی شود اطلاعیه می زند. اما این بار...

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

زهرا مينائي

 انتخابات نزديك است. انتخابات رياست جمهوري اما نه. انتخابات تشكل ها منظورم است. هفته ي پيش كانديداتوري براي شركت در شوراي صنفي آينده آغاز شد و به زودي هم انتخابات انجمن هاي علمي، انجمن اسلامي، جامعه فرهنگي و كانون ها.

بحث درباره ي تشكل ها بحث عميقي است. اينكه اساسا يك تشكل از كجا هويت مي گيرد؟ آيا هويت تشكل جدا از افراد تشكيل دهنده اش هست يا نه؟ اينكه آيا تشكل به افراد هويت مي دهد يا اين افراد اند كه تشكل را هويت دار مي كنند؟ اينكه سابقه ي يك تشكل چقدر در عملكردش موثر است؟ اينكه هر تشكل چه كاركردي بايد داشته باشد؟ و سوال هاي بسيار ديگري كه در اين بحث مطرح مي شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

علیرضا کیانفر

چندی است که عده ای از دوستان مذهبی رادیکالمان در کلاس های گوناگون دانشکده

علوم اجتماعی از جامعه شناسی گرفته تا اقتصاد،به بهانه های گوناگون لب به اعتراض گشوده و به شیوه ای غیر آکادمیک به طرح سوال می پردازند.

آنها ناله و فغان سر می دهند که ای وای این مطالبی که در کلاس های دانشکده ی علوم اجتماعی تدریس می شود علوم و دانش های بی خدا هستند،این ها علومی هستند که باعث دنیوی شدن می گردند،این علوم آخرت را به دست فراموشی سپرده اندو این ها اسلام را به خطر می اندازند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

تاكيد من اين است كه امروزه بايد بيش از پيش به معنويت پرداخت. به نظر مي‌رسد آن چيزي كه امروزه مي‌تواند مشكل‌گشا باشد و حل معضلات بشر امروز را مي‌توان از آن انتظار داشت، معنويت است. اما اين معنويت لزوما مخالفتي با دين ندارد حتي به تعبيري شايد بتوان گفت كه لب و گوهر همه اديان، همان معنويت است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

اعظم کریمی

علامه اقبال لاهوري يكي ازبنيان گذاران نهضت بازگشت به خويشتن است،روند احيا واصلاح دين كه  سيدجمال وعبده  آغازگرآن بودند دراقبال به نقطه عطف خود مي رسد، اقبال براحياواصلاح“بازسازي ” راهم مي افزايد،او باهمه ي تعهدات وتقيدات پيشين ديني كه داشت،  به چيزي بيشتر از احيا و رفرم سنتي مي انديشيد، وي به تجديد بناي تفكر اسلامي اعتقاد دارد و مي گويد بايد اسلام را با روح زمانه و شرايط جديد منطبق كنيم ، براي اين منظور بايد اجتهاد رافعال كرد و منبع اصلي اجتهاد را قرآن قرار داد، محور اصلي بحث هاي او اصلاح طلبي با فعال كردن قرآن، اجتهاد وعقل است . با اين حال بعضي براي مخالفت با نوآوري در انديشه ديني به اصل خاتميت استناد مي كنند و آنرا نشانه تكميل دين و بي نياز شدن از هر تغيير و نوزايي براي هميشه مي دانند ، در صورتي كه منظور از خاتميت چنانكه اقبال هم مي گويد ختم رسالت و وظيفه انبيا و تحول و تكامل انديشه ديني نيست، اقبال معتقد است كه ”خاتميت دليل پايان آن شيوه هدايت از طريق وحي به انبيا و نشانه ي بلوغ عقل بشري است، وظيفه مزبور پس ازآن بر عهده عقل برهاني و استدلالي انسان است و بشرخود بايد راه پيامبران را ادامه دهد و رسالت آنان را به دوش كشد“...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

شعار ”کروبی اوباما“ در دانشگاه شریف

انتقاد از اطلاعیه های انتخاباتی بسیج و سپاه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

شاید همه ما بارها و بارها درباره ماجرای طبس از قول بزرگترها یا رسانه های ملی چیزهای زیادی شنیده باشیم. ماجرای طوفانی که در شب پنجم اردیبهشت 1359 توطئه بزرگ آمریکاییان برای حمله نظامی به ایران را بر هم زد و بدون بر جا گذاشتن کوچکترین خسارتی برای کشور، نیروی نظامی قوی آمریکا را منهدم نمود. در این مقاله سعی بر آن شده است که در بیست و نهمین سالروز جریان طبس به یادآوری نکاتی در این زمینه اشاره شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

اعظم كريمي

وقتي دين را به عنوان يك حقيقت واحد در نظر مي گيريم با قرائت هاي متفاوت ومتكثر و بعضامتضادي روبرو مي شويم، از اين دريچه به بحث وارد شدن اين مزيت را دارد كه جاي تعامل و گفتگو را براي دستيابي و فهم حقيقت دين باز مي گذارد. گاهي يك قرائت تنها در لايه سطحي و پوسته ظاهري دين مي ماند و قرائت ديگرتاهسته دروني آن پيش مي رود و سعي مي كند به حقيقت آن نزديك شوداما به طور قطع نمي توان گفت كدام قرائت درست و كامل و كدام نادرست و مردود است چه«هواعلم من يضل عن سبيله و هواعلم بالمهتدين─اوداناتراست به حال آنكه از راه اوگمراه است وآنكه به راه او هدايت يافته» ، اما براي قضاوتي كه راه را نمايان سازد و به هدايت بينجامد تنها مي توان بررسي كرد كه كدام قرائت بيشتر بر مباني و اصول دين─ كتاب و سنت پيامبر─ مبتني است و كمتر با مواضع سياسي ─ايدئولوژيك ، منافع شخصي ─ طبقاتي و سنت هاي موروثي ─ فرهنگي و... خلط شده...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

 

دكتر قمصري معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران و رئيس كميته انضباطي دانشجويان دانشگاه ديروز براي سومين بار به دانشكده علوم اجتماعي آمد. سه شنبه هفته گذشته و پس از برگزاري نشست بررسي حقوقي تخلفات كميته انضباطي با حضور عبدالفتاح سلطاني كه با دعوت از دكتر قمصري و البته عدم حضور ايشان برگزار گرديد، دانشجويان منتقد به دفتر دكتر قمصري رفتند تا به شركت نكردن او در جلسه اعتراض كنند. در آن جلسه دكتر قمصري قول داد كه روز يكشنبه ششم ارديبهشت در دانشكده علوم اجتماعي حاضر شده و مكانيسم هاي عملياتي كردن تعهداتش را در حضور دانشجويان بررسي كند.

درجلسه ديروز در اتاق دكتراي دانشكده  بند بند مطالبات دانشجويان به صورت مكتوب در اختيار دكتر قمصري و عموم دانشجويان قرار گرفت و يك به يك بررسي و واكاوي شد. دكتر قمصري در هفت مورد خواسته هاي  دانشجويان را پذيرفت و در دو مورد نيز تعهد به پيگيري و ارائه پاسخ به دانشجويان داد.

گفتني است پس از پذيرش بيشتر موارد در جلسه دوم پيش از عيد توسط ايشان،به ناگهان دكتر قمصري در مصاحبه با خبرگزاري مهر تخلفات كميته انضباطي راتكذيب كرد و در تناقضي آشكار با اظهاراتش در جلسه دانشكده علوم اجتماعي سخن گفته بود.

اما در جلسه ديروز و پس از توافقات صورت گرفته، متن آن به امضاي دكتر قمصري رسيد و دانشجويان حاضر در جلسه نيز به عنوان شاهدين تعهدات قمصري آن را امضا كردند و متن كامل آن در اختيار  دانشجويان و افكار عمومي دانشگاه قرار گرفت.

بنابراين حركت جمعي چند ماهه دانشجويان در اعتراض به عملكرد كميته انضباطي دانشجويان كه با همراهي اساتيد دانشكده نيز همراه شده بود بالاخره ثمر بخش شد . اين حركت نشان داد كه دانشجويان با پيگيري هاي مداوم و مستمر و مدني مي توانند به مطالبات به حق خود كه همانا حركت نهادهاي دانشگاهي در چارچوب قانون و اخلاق است، دست پيدا كنند.

مسئولين دانشگاه نيز بايد اين حركت دانشجويان را كه در چارچوب هاي مدني وحقوقي و در قالب راهكارها و ابزارهاي معمول و متعارف مثل برگزاري جلسه و انتشار نشريه ، انجام پذيرفت قدر بدانند و انتقادهاي اين چنيني را جهت اصلاح رويه ها و بهبود فضاي دانشگاه ارج نهند.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

سپيده اميركافي

دیروز سومین جلسه از جلسات کمیته حمایت از حقوق دانشجویان احضار شده با حضور دکتر قمصری و دکتر میرزایی معاون دانشجویی دانشکده برگزار شد. جلسه ای که تقریبا متفاوت از جلسات قبل و با موضوعیت بررسی راههای عملیاتی کردن خواسته ها و مطالبات دانشجویان مشخص شد. در این جلسه یک سری از خواسته های دانشجویان از جمله احضار نکردن دانشجویان در ایام تابستان و ایام امتحانات با توجه به تقویم آموزشی دانشگاه، احضار نکردن دانشجو صرف شرکت در تجمعات دانشگاهی آرام که باعث اخلال در نظم دانشگاه نشود، تاکید بر حق دانشجو در مورد حضور در جلسه دفاع و....به صورت بندهایی مشخص به دکتر قمصری داده شد که طی چانه زنی ها و گفتگوهای بسیار، مورد موافقت دکتر قمصری قرار گرفت و بر اجرای درست ودقیق آنها هم تعهد کتبی و هم زبانی دادند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

مليحه رياضي

دكتر الهي قمشه اي در يكي از جلسات خود، داستاني از مارك تواين را نقل كردند كه بسيار شبيه به عملكرد دولت نهم است.داستان از اين قرار است كه روزنامه اي از مارك تواين براي نوشتن مقاله اي درخواست همكاري كرده و مارك تواين نيز به آنان قول نوشتن داده بود.چندين هفته مي گذرد و مارك تواين در نوشتن وسواس به خرج مي دهد و مقاله حاضر نمي شود. بعد از چند هفته سردبير روزنامه كه به شدت عصباني بوده و در طول اين مدت هزينه اقامت او را در هتل نيز متحمل شده بوده است در نامه اي به مارك تو اين وي را تهديد مي كند كه اگر تا فردا مقاله حاضر نشود او را با لگد بيرون مي اندازد و برخلاف او به قول اش عمل خواهد كرد. مارك تواين طنزپرداز نيز در انتهاي نامه مي نويسد كه اگر كار من نيز با پا بود مي توانستم به شما قول بدهم كه تا فردا اينكار را مي كنم، مساله اينجاست كه كار من با مغزاست نه با پا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

فاطمه صالحي

دانشكده مان شده زمين مطالعات اجتماعي. داستان گروه جامعه شناسي همه را درگير كرده است. هر كس از موقعيت و جايگاهش به فراخور ميزان دغدغه و به سهم خود دست به كنشي زده است كه فضاي دانشكده را به جنب و جوش انداخته است. اما عمل ها و اهداف و كنش ها شبيه هم نيستند. هر كس از دري وارد شده و نيت و هدفش متفاوت است.

خيلي از كارهايي كه يا از كودكي پي اش مي گشتيم و نمي ديديم ‏،به عينه دور و برمان دارد اتفاق مي افتد. درگيري آدم ها با هم و دلايلي كه فقط توي تاريخ مي خوانديمشان و گاه با غضب و گاه با افسوس هيچ جوره سر از دليل و منطق عاملانش در نمي آورديم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

گفتگو با هئيت رئيسه دانشكده

آمادگي مير حسين براي ملاقات با اوباما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

دومين نشست انتخاباتي انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران ظهر امروز با سخنراني حجه الاسلام مهدي كروبي در تالار ابن خلدون اين دانشكده برگزار گرديد. كروبي در اين برنامه كه با استقبال گسترده دانشجويان مواجه شد و در سالني لبريز از جمعيت به سوالات دانشجويان پاسخ گفت. دبير كل حزب اعتماد ملي در ابتدا با اشاره به لزوم حفظ حرمت دانشجويان و نخبگان جامعه گفت: براي استفاده از نعمت هاي خدادادي و پيشرفت بايستي قدر نخبگان خود را بدانيم و در تمامي حوزه هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي رشد كنيم، بايد از قشر تحصيلكرده و دانشگاهيان استفاده كنيم. چون آنها هستند كه مي توانند گامهاي مهمي را در اين حوزه ها بردارند. بنابراين بايستي در محيطي آرام، آزاد  و مطمئن در چارچوب هاي قانوني فعاليتشان را بكنند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

کار گروه جامعه شناسی به جایی کشیده شده است که اکنون غالب اساتید بر رفتن دکتر کچویان اجماع دارند. فی الواقع اکثریت اساتید اذعان دارند که وضعیت فعلی به هیچ وجه مطلوب نیست و ماندن بیش از این کچویان نیز به صلاح نیست. اما راه حل هایی که در این مورد ارائه می شود جالب است. غالب این راه حل ها بر حفظ شانیت آقای مدیر و پیشگیری از آسیب پذیری دانشکده علوم اجتماعی تاکید دارد. یکی از این راه حل ها فرستادن دکتر کچویان به مرخصی و واگذاری اختیارات وی به قائم مقام یا شخص دیگری است تا اوضاع مساعد شود و یا شاید خود کچویان بی خیال مدیر گروهی شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

سپیده امیرکافی

قبل از عید صورت جلسه ای از طرف گروه جامعه شناسی با امضای تمامی اعضا منتشر شد. مصوبه ای که بعضی از مباحث مطرح شده در آن تعجب آدمی را بر می انگیخت و اگر نگاهی به آنچه که به وقوع پیوسته بود می انداختیم نادرست و خلاف واقع بودن آنها را کاملا درک می کردیم. یکی از موضوعاتی که در این مصوبه مطرح شده بود، بحث دموکراتیک بودن تمامی تصمیمات گروه است، بحثی که مثال های نقض فراوان دارد. نمونه های آن را انجمن اسلامی از ابتدای سال تحصیلی در برنامه های خود ونشریه بیان کرده است. از کنسل کردن بورس دانشجوی دکتری گرفته تا اضافه کردن شرط زبان عربی به شروط استخدامی هیئت علمی در گروه جامعه شناسی. مواردی که دکتر کچوییان شخصا در آنها نقش داشته و نظر هیچ یک از اساتید گروه را دخیل ندانسته است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

دیروز شیخ اصلاحات به دانشکده ما آمد تا جوابگوی سوالات دانشجویان باشد. دانشجویانی که گاه از وعدهها و شعارهای انتخاباتی شیخ به وجد میآیند و شهامت و صراحتش را تحسین میکنند.

دیروز اما اتفاق عجیبی هم افتاد که اگر از نزدیک شاهدش نبودیم، باورمان نمیشد. شیخ تنها به دانشکده ما نیامد. کثیری از هواداران و اعضای ستادش نیز او را در این جلسه همراهی کردند. ستادی که با فشار مداوم به برگزارکنندگان، تلاش برای تسخیر کامل تریبون دانشجویی داشت، گستاخانه از این سخن میگفت که لیست کسانی که باید سوال شفاهی کنند آماده است و...

دیروز اعضای ستاد کروبی و هوادارانش با هوچیگری مانع از طرح سوالات دیگر شدند، جلسه را در یک چرخه سوالات تکراری نگه داشتند و وقتی با مقاومت انجمن اسلامی دانشکده روبرو شدند، بنای تخریب انجمن را گذاشتند. انجمن را بسیجی خواندند، آن را وابسته به طیف شیراز دانستند و مایه خفت دانشجویان.

از اتهام بسیجی بودن بگذریم که برای دانشجوی آشنای علوم اجتماعی، اعتباری ندارد. طیف جعلی شیراز را هم گویا نمیدانستند، هنوز فراموش نکردهایم که اگر در جلسه دیروز یک حامی داشت، کروبی بود که در نخستین اردوی آنها حاضر شد و به ایشان رسمیت داد.

کاش شیخ اصلاحات صادقانهتر با ما روبرو میشد و یارانش را گوشزد میکرد که برای جمع کردن چند رای بیشتر دست به هر کاری نزنند.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

محمد عليزاده

قريب به 10 روز از نگارش نامه اكثريت اساتيد گروه جامعه‌شناسي خطاب به دكتر جمشيديها مبني بر لزوم تشكيل جلسه گروه جامعه‌شناسي جهت تغيير مدير گروه مي گذرد و هنوز جلسه اي خاص بررسي اين موضوع تشكيل نشده است. دانشگاه تهران و دانشكده علوم اجتماعي هر دو حل اين مسئله را در چارچوب مكانيزمهاي معمول گروه جامعه شناسي خواستار شده اند و با توجه به آيين نامه داخلي گروه جامعه شناسي،مبني بر اينكه با درخواست 5 نفر از اعضاي گروه جامعه‌شناسي، مديريت گروه از سمت خود بركنار و براي انتخاب مجدد مديريت راي گيري به عمل مي‌آيد، هيچ منع قانوني در راه تشكيل جلسه گروه و بررسي مسئله تغيير مدير وجود ندارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |