كرختي و بي تفاوتي موجود در فضاي دانشگاه در آستانه شانزدهم آذر و روز دانشجو بيش از هر زمان ديگري به چشم مي آيد و اين سوال هميشگي را به ذهن متبادر مي كند كه اين فضا نتيجه كدامين رويداد است؟ در كنار تحولات كلان سياسي اجتماعي كشور كه بي شك در رقم خوردن وضعيت موجود نقش داشته اند، قطعا بخشي از آنچه امروز شاهد آن هستيم به فقدان كنشگري فعال ما دانشجويان بر مي گردد. جاي آن هست كه در آستانه اين روز تاريخي بخش مهمي از گذشته دانشگاه، اين نهاد هميشه پويا و پيشرو در تحولات سياسي اجتماعي كشور را بازخواني كنيم و به نقش و مسئوليت بزرگي كه بر دوش تك تك ماست توجهي افزونتر داشته باشيم. در روزهاي آينده اين مهم را با ياري دانشجويان پيگيري كرده و خودمان را به نقد خواهيم نشست...
دیروز خبری در دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد مبنی بر اینکه شیخ مهدی کروبی قرار است سه شنبه به دعوت انجمن مستقل شریف در این دانشگاه سخنرانی کند.
با بخش شدن این خبر در میان فعالان دانشجویی اصلاح طلب، فعالان دانشجویی و به خصوص جمعی از بچه های انجمن اسلامی دانشگاه تهران دست به کار شدند تا جلوی سخنرانی کروبی در این مجموعه را بگیرند. خوشبختانه با پیگیری جدی و مصرانه فعالان دانشجویی برنامه سخنرانی کروبی لغو شد، اما در مورد این اتفاق چند نکته قابل توجه است :
فاطمه صالحی
همه ی ماجرا این جاست: می بندیم و می گذاریم ،می رویم!
مسئله فقط مربوط به یک نفر، دونفر نیست.خیلی ها که جدی دنبالش کرده اند و در آرزو و بعضا تدارکش اند.بقیه هم حداقل به ذهنشان رسیده!هر چند شده باشد یکبار و شاید آن هم غیر جدی. درست است، رفتن را می گویم.اینکه از همه دار و ندارت بگذری و بروی. بروی که امکانات بهتری داشته باشی،بروی که درس بخوانی،بروی که کل آینده ی پیش رویت درون مه نباشد،بروی که بتوانی برای آینده ات،خودت، ودغدغه هایت شفاف با همه چیز روبرو بشوی!
...
نوح منوری
وقتی از عبارت ”جنبش دانشجویی“ استفاده میکنیم، تلویحا اذعان میکنیم که ”دانشجو بودن“ هویتی ویژه است و صفت ”دانشجویی“ را برای نشان دادن همان هویت به کار میبریم. اما این هویت از کجا میآید؟ چه چیز سبب میشود که خواستهها و نیازهای متفاوت دانشجویان در دورههای مختلف را -که در جنبشهای دانشجویی خود را نشان میدهد- تحت یک نام و با هویتی واحد توصیف کنیم؟ هر کس در طول زندگی فقط چند سال دانشجو میشود و قبل و بعد از آن دانشجو نیست. تنها شباهت امروز من با دانشجویان سی سال پیش یا پنجاه سال پیش شاید این است که در یک ساختمان درس خواندهایم، تحت روابط تقریبا مشابهی در داخل دانشگاه بودهایم، عنوان مشابهی به ما اطلاق شده است، و در طول تحصیل نیازهای صنفی تقریبا یکسانی داشتهایم؟ اما وقتی به خاستگاهها و اهداف جنبشهای دانشجویی –مخصوصا در ایران- نگاه میکنیم کمتر خواستهها و اهداف صنفی را در آن مشاهده میکنیم. بنابراین شاید باید بگوییم که این جنبشها، ”جنبش دانشجوها“ بوده است نه ”جنبش دانشجویی“؛ دانشجویانی که در هر دورهای اهداف خاصی را دنبال میکردند که شاید هیچ ربطی به اهداف نسل قبل و اهداف نسل بعد نداشته است؛ جنبشهایی که شاید تنها به دست دانشجویان و نه به خواست آنها و نه متناسب با نیازهای آنها انجام میشده است...
قاسم اویسی
اشاره: مطلب زیر بر اساس یافته های پژوهشی و تحلیل محتوای بیانیه های انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نگاشته شده است.
ریشه های شکل گیری حرکت و جنبش دانشجویی در ایران را می توان تا تاریخ مشروطه و تاسیس دارلفنون به عقب راند، در قدمت و ریشه داری این جنبش شکی نیست با این وجود متاسفانه باید گفت تاریخ جنبش دانشجویی و به تبع آن انجمن اسلامی چیزی جز احساس و هیجان نبوده است هیجان و احساسی که چراغ سبز و مجوز مناسبی برای بهره برداری ابزاری از آن از سوی جناح ها و گروه های مختلف سیاسی بوده است...
خاتمي، بيا؛ خاتمي بايد بيايد؛ خاتمي راه نجات؛ خاتمي تنها گزينه و ....
دولت نهم دولت ضعيف، مديران ناكارآمد، بدنه كارشناسي ضعيف، كارهاي غير كارشناسي، تغييرات زياد، پوپوليسم و ... .
اين روزها اين واژه ها در كنار هم يا جدا از هم را به كرات در جاهاي مختلف مي شنويم. هراس از ادامه يافتن دولت نهم براي 4 سال آينده، كابوسي براي بسياري فعالان سياسي و به خصوص اصلاح طلبان شده است. در اين ميان اما گويا تنها يك نفر است كه مي تواند شرايط موجود را برهم بزند : سيد محمد خاتمي
...
مصطفی احمدی
در این نوشته مطلقا قصد ندارم به صلاحیت یا عدم صلاحیت خاتمی برای ریاست جمهوری بپردازم. ایشان دو دوره رییس دولت بوده و دیکته خود را نوشته است. حالا هم هر کسی می تواند از نظرگاه خود و با مقایسه کردن او با همتایان پیش و پس از وی به او نمره ای بدهد.
آنچه از این نوشته مد نظر است، نقد رویه اصلاح طلبان در انتخاب کاندیدای ریاست جمهوری است و قدمی فراتر از این نمی گذارد...
"آقای رئیس , آقایان قضات , بشریت مدتی است به فکر افتاده به جای توسل به زور و فشار اختلافات خود را از طریق حق و عدالت حل و فصل کند ...رشد عقلی و فکری بشر حکم می کند که اختلافات خود را منحصرا به وسایل مسالمت آمیز تصفیه نماید... در جایی که دول بزرگی چون کشور های متحده آمریکا و فرانسه , احتیاط را به پایه ای برسانند که تعیین حدود صلاحیت ملی را موکول به تشخیص خود کرده باشند , بر ملت ایران چه بحثی خواهد بود اگر صلاحیت دیوان را در حدود منشور ملل متفق و اعلامیه ی خود محدود نموده , اجازه ندهد به هیچ عنوان به آن حدود تخطی شود...
دولت دکتر محمود احمدی نژاد در حالی وارد آخرین ماه های دوره ی چهار ساله اش می شود که موجی گسترده از انتقادات خرد و کلان متوجه ی دولت او گشته است. رئیس جمهوری که پیروزی در انتخابات نهم برای او با انبوهی از شعارهای اقتصادی و به عبارتی پوپولیستی بدست آمد، حالا در خم و پیچ امور اجرایی کشور مانده است. دولت حاکم که در دوره های قبل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را دستاویز انتقادات خویش قرار می داد...
از زمان کودکی ام مفهوم شهادت ، با عکسی بر دیوار خانه مان پیوند خورده بود. تصوری از انسان هایی غیر زمان مند و غیر مکان مند که در گستره ی تاریخ به عنوان الگوهایی مورد احترام همه اند. انسان هایی که از همه چیزشان در راه رسیدن به ارزش هایی والا گذشتند. انسان هایی که تاریخ را به مالکیت خود در آورده اند نه این که در ذیل زمان و مکان تعریف شوند...
مقدمه: فاطمه حقیقت پژوه به جرم قتل همسر صیغه ای خود صبح روز چهارشنبه همراه با 9 تن دیگر اعدام شد. قبل از این که به دنبال این خبر در سایت های خارجی باشم اول به فارسی جستجو کردم و جالب این جا بود که تقریبا هیچ سایتی که نام فاطمه حقیقت پژوه را آورده بود از فیلترینگ در امان نمانده بود. مانده بودم که اگر این حکم با دلایل قانونی و منطقی به اجرا درآمده پس چرا باید جلوی انعکاس خبری اش در فضای وب گرفته شود؟
...
یزدی: قانون گريزي در کشور نهادينه شده
پاييز 77 در فضاي سياسي ما بيش از هر چيز با واژه “قتلهاي زنجيره اي“ عجين شده و ماههاي آغازين دولت اصلاحات در سايه اين اتفاق عظيم قرار گرفته است.
در روزهايي كه هنوز جامعه از مستي حماسه دوم خرداد هشيار نشده بود، ناگهان خبري شوك آور مستي از سر همه پراند. داريوش و پروانه فروهر در خانه خود با ضربات متعدد چاقو جان دادند. از همان ابتدا احتمال سياسي بودن اين قتل با قوت بالا طرح شد. رييس جمهور اصلاحات نيز با نفرت انگيز خواندن قتل وزير كار دولت بازرگان و همسرش نشان داد كه معتقد به سياسي بودن اين قتل است. اندكي نيز اگر خوشبينان احتمال به غير سياسي بودن قتلها مي دادند با غيبت و قتل پي در پي مجيد شريف(اين مورد هرگز از سوي مراجع رسمي تاييد نشد)، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده ترديدي نماند كه قتلها را بايد به عنوان پروژه اي سياسي نگريست و تحليل كرد. پروژه اي كه باهدف زمينگير كردن تغييرخواهي و تحول جويي طراحي شده و به مرحله اجرا رسيده بود. پروژه اي كه عاملان و مجريان آن نمي توانستند افرادي عادي و كم توان باشند. شيوه طراحي و اجراي قتلها خبر از قاتليني حرفه اي و قدرتمند مي داد...
«داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری در منزل شخصی شان کاردآجین شدند» این جمله ای بود که در نخستین روزهای آذزماه سال 1377 دهان به دهان می چرخید و این تنها آغاز واقعه ای بود که امروز پس از گذشت ده سال در تاریخ بعد از انقلاب هم چنان به عنوان یکی از جدی ترین و مهمترین مباحث سیاسی ـ اجتماعی مطرح است.
قتل های زنجیره ای اصطلاحی است که در فاصله ی کوتاهی پس از قتل شماری از شخصیت های سیاسی و اجتماعی منتقد نظام باب شد که به گفته ی بسیاری از جانب برخی مقامات و توسط مامورینی از همان وزارتخانه و با محوریت نقش سعید امامی(از مقامات بلند پایه این وزارتخانه)که به عنوان مغز متفکر قتل ها شناخته شد صورت گرفت...
رای دادگاه مدیر مسئول روزنامه سلام از نظر حقوقدانان آنقدرها خدشه پذیر بود که همه انتظار داشته باشند آقای موسوی خوئینی از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده کند . اما بسیار قبل از آنکه گمانه زنی ها در این باره آغاز شود، پاسخ نهایی را اعلام کرده بود. همان زمانی که رای دادگاه به وی ابلاغ شد. آقای خوئینی در حاشیه رای دادگاه متنی نگاشت که علاوه بر آنکه منویات فکری او را آشکار می کند برای کلیه سیاستمدارانی که با اقبال افکار عمومی روبه رو هستند درس بزرگی خواهد بود...
پاییز است و هوا کم کم رو به سرما می رود ٬ نشسته ام در تا کسی حواسم جایی دیگر است جایی ماورا ی اتفا قا ت کوچک زمین و حا دثه ها ی حقیر روزانه ٬ که رادیو اعلا م می کند 9 نفر امروز اعدام شدند ٬
پشت سرم خانمی تعریف می کند یکی از این ها فاطمه حقیقت پژوه است که به اتهام قتل عمد همسر صیغه ای اش که قصد تجاوز به دخترش را داشته ودر عین حا ل معتا د هم بوده پس از تحمل 7 سال حبس ٬ حالا اعدام شده است...
سید محمد باقر ثامنی راد
این روزها، نزدیک به دو میلیون مسلمان از سراسر پهنه گیتی، بار سفر به ”سرزمین وحی“ و شرکت در مناسک ”حج ابراهیمی“ را بسته اند. پر واضح است که چنین گردهمایی باشکوهی، دارای ابعاد گوناگون اجتماعی است که جا دارد از منظر جامعه شناسی و انسان شناسی مورد بررسی قرار گیرد.
با نگاهی به تنوع فرهنگی شرکت کنندگان در این همایش دینی –که همه ساله برگزار می گردد- موارد جالبی را می توان از نظر گذراند. حج که برنامه ای آیینی است، علاوه بر جنبه ی مناسکی خود، ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را نیز در بر دارد.
از نخستین مراحل حج، ”اِحرام بستن“ است. تمامی حج گزاران موظفند به مکانهای خاصی (میقات) مراجعه کنند و لباس از تن برکَنند و دو تکه پارچه یا حوله بر دوش اندازند و به دور خود بپیچند...
دکتر آزاد هم وبلاگ دار شد. بالاخره در پی موج وبلاگ نویسی اساتید، این بار نوبت به دکتر آزاد رسید تا ایشان هم در این فضا بگویند و بنویسند.
یادم است همیشه ماهیت وبلاگ مرا شگفت زده می کرد. خیلی سعی می کردم تعریفی تا حدی عمومی از وبلاگ به دست بیاورم اما هرچه بیشتر در این فضای مجازی غرق می شدم، ابعاد گسترده تری از آن را می دیدم. شاید آن اوایل، وبلاگ اصلا پدیده ی جدی ای محسوب نمی شد. شخصی نویسی نیز، در میان این پنهانکاری همیشگی ایرانیان، چندان مورد استقبال نبود. اما انگار، سال ها سکوت شکسته شد و ملت ریختند توی وبلاگ ها. خودشان را گفتند و گفتند و گفتند. برای کسانیکه آنها را معمولا نمی شناختند. از طرفی شکستن سکوت، کنجکاوی ها را هم بر می انگیخت. این بود که حجم زیادی از آدم ها، وبلاگ دار شدند و خواننده ی وبلاگ و البته بیشتر نویسنده. هرچقدر به این حجم افزوده شد، وبلاگ ها قابلیت بیشتری برای تغییر ماهیت خود پیدا کردند. حالا دیگر وبلاگ ها بازار اند.بازاری برای تبلیغات تولیدی. حالا دیگر وبلاگ ها منبعی هستند برای شهرت. حالا وبلاگ ها جایی هستند برای مطرح شدن. همه ی اینها باعث می شود که هرچه می گذرد، وبلاگ ها هم جدی تر گرفته شوند. زیرا خوانندگان خود را دارند. خوانندگانی که شاید ساعت ها در خانه بچرخند و کتابی نخوانند، اما وبلاگ ها را در حالی که پشت رایانه ی خود نشسته اند، بخوانند...

زمستان است و ظاهرا آبسردکن دانشکده علوم اجتماعی هم یخ زده است.
از آب سرد خبری نیست!
طرح انضباط اجتماعی از امروز آغاز می شود