در طول این چند ماه و در جریان پیگیری های دانشجویی در طول ماه های گذشته چندین مرتبه شنیده شد که برخی از اساتید و از جمله شخص مدیر گروه جامعه شناسی با طرح چندباره این که دانشجویان پر رو شده اند و در مسائلی که به آنان مربوط نیست دخالت می کنند سعی در به انحراف کشیدن خواسته های دانشجویان داشته اند. دکتر کچویان در جلسه پرسش و پاسخی که توسط شورای صنفی برگزار گردید به صراحت دانشجویان را فاقد صلاحیت اظهار نظر و نداشتن حق دخالت در امور علمی و آکادمیک دانست.
البته این مسئله مختص بحث گروه جامعه شناسی و انتقاداتی که دانشجویان طرح کرده اند نیست. در دیگر حوزه ها نیز اوضاع کم و بیش به همین شکل است و مدیران دانشگاهی اغلب دانشجویان را فاقد حق نقد و اعتراض می دانند. نمونه آن احضار متعدد دانشجویان به کمیته انضباطی به دلیل اعتراضات صنفی نسبت به کیفیت بد غذا و امکانات دانشگاه است.
انجمن اسلامی دانشجویان با طرح انتقادات از گروه جامعه شناسی باب جدیدی را در فعالیتهای دانشجویی گشود و نشان داد که فعالیت دانشجویی محدود به بیانیه دادن و تجمع کردن و شلوغ بازی های سیاسی نیست.
کار انجمن اسلامی از این جهت که وارد حیطه فعالیتهای آموزشی شد و با اصرار بر مواضع خود، تمام پتانسیل این تشکل را به کار گرفت تا یک گروه آموزشی را وادار به پاسخگویی کند ارزشمند و قابل تقدیر است اما نکته دیگری هم در مورد این عملکرد وجود دارد که در ادامه به عنوان انتقاد مطرح می کنم.
آنچه انجمن اسلامی تاکنون طرح کرده، همچنانکه در نامه سرگشاده این تشکل نیز آمده است، همه انتقادات وارد به گروه جامعه شناسی نیست...
فلسفه ی خیر وشروصفر ویکی دیدن ،در میان ما حسابی ریشه دوانده است.از جزئی ترین امور تا بزرگترین اش،از جدی ترین امور تا حتی عادات روزمره.با این اوصاف است که یا باید در ریشه کن کردن بعضی ها بکوشیم(شر) یا درپرستش و قدیس پروری بعضی دیگر(طبیعتا خیر!)
با این فلسفه ی دوقطبی ، به چالش کشیدن و رفع اشکال و اصلاح، یک شوخی بزرگ و حتی گاهی عین خطا و عصیان است!این است که خیر و خوبی مان را باید تمام و کمال بپذیریم ،یا اگر خلاف جریان آب کژی هایش را پررنگ کنیم ،باید منتظر مقاومت و واکنش شدید خیرها و خیرپیشگان و خیرپرستان باشیم!
...
مدیر گروه جامعه شناسی در جلسه چهارم دی در مورد داوری پایان نامه ها چنین عنوان کرد: “من دو شاخص را در این زمینه در نظر گرفته ام. اول شاخص تخصص و در این مورد وجدان علمی خودم و خداوند ناظراست که به دنبال بهترین تخصص ها بوده ایم. نکته دوم اینکه جهت گیری نظری این شخص مقابل جهت گیری نظری استاد راهنما و مشاور باشد و این برای داشتن یک دفاع خوب است.“
در مورد شاخص اول باید گفت که رعایت آن به طور کلی و طبق رویه های عادی که هر استادی حوزه هایی را در اختیار دارد، درست است و معمولا انجام می گیرد. اما دو نکته حائز اهمیت است. اول اینکه در برخی از حوزه ها انعطاف پذیری بسیار کم است و به قول معروف سرقفلی برخی از حوزه ها و دروس مرتبط با آنها در اختیار مطلق برخی از اساتید قرار دارد. به نظر می آید این روند با از بین بردن رقابت علمی و تئوریک و فقدان تداوم آن حوزه ها از رشد علمی می کاهد...
دكتر قمصري رئيس كميته انضباطي دانشگاه تهران و معاونت فرهنگي اين دانشگاه براي بار دوم ظرف 10 روز گذشته به دانشكده علوم اجتماعي خواهد آمد تا پاسخگوي دانشجوياني باشد كه به صورت مستقل و خودجوش برخاسته اند و به عملكردهاي كميته انضباطي دانشگاه انتقاد دارند. الگوي اعتراضي دانشجويان در اين زمينه نشان از واقع بيني و بلوغ انها در طرح مطالبات و هوشمندي در نحوه پيگيري مطالبات دارد. خودداري اكيد دانشجويان از سياسي شدن مباحث و پيگيري از طريق مكانيزم هاي حقوقي و قانوني و تاكيد انها بر همين آيين نامه هاي حداقلي نشان از آن دارد كه بار ديگر استراتژي مطالبه محدود- پيگيري نامحدود به الگويي موفق براي جريان دانشجويي بدل شده است. شايد خواسته هاي دانشجويان از دكتر قمصري خواسته هاي بزرگ و غير قابل تحققي نباشد كه قطعا هم اينگونه نيست، اما به هر حال همين تغييرات كوچك اگر اتفاق بيفتد و اگر همه گروه هاي دانشجويي اعم از انجمن هاي علمي، انجمن هاي اسلامي، شوراهاي صنفي و ... هر يك بخشي از بار اصلاحات در عرصه هاي مختلف را بر دوش گيرند اميد مي رود تا آرام آرام به سمت اصلاح تدريجي بنيادهاي غلط و سنن نادرست فعلي حركت كنيم...
براي رسيدن به معناي روشنفكر مابي ابتدا بايد معناي روشنفكري را در يابيم . در بحث از روشنفكري دو عنصرمهم اند، يكي تعريف و ديگري مسئوليت روشنفكر. در تعريف آن بايد گفت روشنفكر كسي است كه نسبت به مسائل و مشكلات جامعه «اگاهي» و شناخت و فهم درست دارد و مردم را به وضع خويش اگاه مي كند و در مرحله بعد بر اساس اين اگاهي ،نسبت به وضع موجود «نقد» دارد . اين اعتراض به وضع موجود نبايد در مرحله نقد بماند و بايد در كنار اين اگاهي «تعهد اجتماعي» هم داشته باشد و مسئوليتش اگاه كردن مردم به وضع خويش و گام برداشتن در جهت حركت و هدايت و رهبري مردم و تغيير وضع موجود به وضع مطلوب ، ان هم بدون تعصبات سياسي و ايدئولوژيك است.اما در مورد فرد روشنفكر چند نكته مهم است . يكي اينكه روشنفكر با انتلكتوئل يكي نيست و اعم از ان است ، روشنفكر با انتلكتوئل دو تفاوت اساسي دارد...
ملیحه ریاضی
گناه جمعی شاید از جمله مواردی است که شرمندگی جمعی ندارد.شاید به این خاطر که قبح گناه در شکل جمعی،کمتر از گناه فردی است.شبیه لینچ کردن سیاهان توسط سفیدپوستان که هرگز کسی احساس شرمساری نکرد و این سنت پلید تا سالهای جامعه مدنی آمریکا نیز ادامه یافت.شاید دلیل دیگر اینکه کسی از گناه جمعی سر به زیر نمی افکند آن باشد که بار مسئولیت توزیع شده به نوعی امکان گریز از برداشتن آن بار کوچک را فراهم سازد، چه تو می توانی به این دلیل که دیگرانی هستند که با احساس گناهکاری زندگی می کنند با خیالی آسوده به زندگی عادی ات بپردازی.شاید به خاطر اینکه کسی از تو بازخواست نمی کند زیرا همه گناهکارند، نوعی توافق جمعی نانوشته رخ می دهد که اصل موضوع را نادیده بگیریم و بپنداریم نه خانی آمده و نه خانی رفته.اما هرچه کنیم در اصل موضوع تغییری رخ نمی دهد ، گناهی واقع شده و تو گناهکاری. و این گناه احساس بی گناهی از گناه اصلی بزرگتر.چرا که وقوع آن را مشروع و یا طبیعی کرده است...
فاطمه صالحی
دکترقمصری،معاون فرهنگی دانشجویی دانشگاه ،سه شنبه ی این هفته برای پاسخگویی به مطالبات دانشجویان،به دانشکده ی علوم اجتماعی می آید.خبری که از اخبار مهم این روزهای دانشکده و همینطور دانشگاه تهران محسوب می شود.
چندی پیش یکی از استادان همین دانشکده مطلبی در باب وظایف و حقوق گفتند که در مورد این موضوع صدق یافت. آن هم اشاره به این موضوع بود که وقتی در جامعه ای حقوق و وظایف هر پست و جایگاهی مبهم ونامشخص باشد،یا حتی در صورت مشخص بودن،به رسمیت شناخته نشده ،بدان عمل نشود و متقابلا مطالبه نیز نشود،انجام روتین و مطابق قانون یکی از کنشگران آن جایگاه،به عملی ستایش برانگیز و درخور تشکر بدل می شود،حال آنکه اتفاقا این از معدود دفعات انجام درست کارها بوده است،و مابقی در خور تبنیه اند!
...
زهرا مينائي
توي دانشكده هاي مختلف پرديس مركزي كه وارد مي شوي، مي تواني يك نوع يكدستي در رفتار و حركات و لباس و حرف زدن آدم ها پيدا كني. انگار كه بشود آدم ها را تا حدي بر حسب رشته شان تقسيم بندي كرد. تيپ بندي كرد. مثلا توي همين علوم اجتماعي، شايد براحتي بشود بچه فني ها را از دانشجويان ديگرتشخيص داد. هر سال هم تعداد بيشتري از قبول شدگان كنكور كارشناسي ارشد در رشته ي علوم اجتماعي، از دانشجويان فني هستند. اينكه علت اين همه استقبال از رشته ي علوم اجتماعي چه مي تواند باشد را بايد در جاي ديگري بررسي كرد؛ اما در هر حال بد نيست با كمي دقت تاثير حضور بيشتر دانشجويان فني در دانشكده ي علوم اجتماعي را بر فضاي دانشكده ببينيم...
بی اعتنایی به درخواست انجمن
از زماني كه بحث اصلاحات بنيادي در گروه جامعه شناسي توسط جمعي از دانشجويان طرح و پيگيري شد تا كنون نزديك به يك ترم ميگذرد. در طول مدت از ميان بي شمار سخنان و خواسته هاي دانشجويان و تقاضاي پيگير آنان براي ابهام زدايي از فعاليتهاي غير عادلانه و سوگيرانه گروه جامعه شناسي، تنها دو خواسته بسيار جزئي و كوچك دانشجويان محقق شده است. اول به رسميت شناخته شدن حق دانشجو براي انتخاب استاد راهنما كه در مصوبه مورخ ....... گروه جامعه شناسي صراحتا قيد شده است و دوم ارائه درس جامعه شناسي دين كه پس از كش و قوسهاي فراوان در آخرين لحظات حذف و اضافه و پس از يك ماراتن نفس گير انجام گرديد. بسياري از ابهامات مهم در مورد عملكرد گروه نه تنها تاكنون رفع نشده بلكه اطلاعات به دست آمده آنها را تشديد كرده است...
انجمن اسلامي دانشجويان روز گذشته با ارسال نامه اي رسمي خطاب به دكتر كچويان با اشاره به نامه سرگشاده اين تشكل از ايشان درخواست كرد تا زماني را براي برگزاري جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان پيرامون مسائل طرح شده تعيين و اعلام نمايند.
متن نامه انجمن اسلامي دانشجويان به اين شرح است:
...
از هنگامی که شرایط استخدام هیئت علمی بر تارک سایت دانشگاه تهران نقش بسته است، مدام با خودمان کلنجار می رویم که جامعه شناسی را چه می شود؟ شاید گروه جامعه شناسی نیت خیر دارد و در پی صراط مستقیم است! شاید طرحی نو در انداخته اند و قرار است از قبل این تصمیمات و ترکیبات، علوم اجتماعی ایران متحول شود! شاید هم دوباره عده ای سودای علم انسانی اسلامی در سر می پرورانند و قرار است با آمدن چهره هایی که هم مارکس و دورکیم را می شناسند و هم عربی و فلسفه و کلام بلدند، تمدن اسلامی دوباره سرپا شود!
هر قدر می خواهیم از تئوری توهم توطئه فاصله گرفته و خوش بین باشیم نمی شود. زوری که نیست. انگار پاذل های این معما یکی یکی جور می شود و بدترین تصویر ممکن در حال ساخته شدن است. انگار عده ای برای سال های سال در حال برنامه ریزی هستند. انگار می خواهند جامعه شناسی را بیمه کرده و به خیال خود از گزند بادهای دائمی که از غرب می وزد مصون نگه دارند...
"... همین جا از اساتید تقاضا می کنم که صحبت کنند و اگر در گروه چیزی خلاف آنچه من می گویم وجود داشته و گفته شده اصلا ملاحظه من را نکنند و نظرشان را بگویند. من هیچ چیزی را نشده است که در گروه نیاورده باشم و هیچ چیزی را نشده است که با نظرخواهی جمعی انجام نداده باشم. دوستان حاضرند و خدا هم حاضر است و ناظر"
این ها عین جملاتی است که دکتر کچویان در جلسه پرسش و پاسخ چهارم دی در حضور دو نفر از اساتید گروه عنوان کرد. روز گذشته نقدنامه به طرح بحث تقاضای گروه جامعه شناسی برای استخدام هئیت علمی پرداخته و ملاک های ارزیابی را که شامل آشنایی با زبان عربی و فلسفه و کلام و عرفان بود مورد انتقاد قرار داد. چنان که در بالا آمد مدیریت گروه به صراحت گفته اند که همه چیز در گروه جامعه شناسی با رای و نظر جمعی انجام می شود. صورت طبیعی قضیه هم به همین شکل است...
سرافراز باد آن درخت همایون/ کزین سرنگونی نشد سرنگونش «ه.ا.سایه»
چهاردهم اسفندماه، سالروز درگذشت مرحوم دکتر محمد مصدق، بهانه ای است برای مشاهده روش ها و بینش مرحوم مصدق در روزگار خود و نیز نگاهی به چهره مصدق تا درسهایی که امروز از وی قابل بازآموزی است.
مصدق در سیر وقایع تاریخ ایران از قیام تنباکو تا زمان خودش یک استثنا بود. بدین معنا که صاحب یک دید و شناخت اولیه از جامعه ایران و فراز و نشیب آن بود و ضمنا توان ارتقا آن به صورت جدید در مواجهه با تحولات را نیز داشت. لذا برای آمادگی به دوران مصدق باید روند مردم ایران را از اولین تلاش آنها برای استفلال و آزادی دید. تحت تاثیرات آموزشهای سید جمال الدین اسدآبادی در تربیت شاگردان و حضور آنها در کشورهای اسلامی، کلیه این جوامع از هند، ایران، عثمانی و مصر یک چکش تاریخی بر این کشورها وارد شد و بر ذهن و دل این جوامع علل عقب ماندگی شان رسوب کرد و اولین تلاش برای پیگیری خواسته هایشان در قیام تنباکو ظاهر گشت. به این معنا که مردم به صورت همگانی وارد صحنه مبارزه با استبداد دیرپا شدند. ذکر این نکته مهم است که تا قبل از این زمان مردم برای یک مساله همگانی صنفی رو در رو با استبداد نشدند، اما هنوز مردم دارای یک مای جمعی که بتوان به آن واژه ملت را اطلاق کرد، نبودند. اولین تلاش جمعی که دارای یک هویت نیز بود، انقلاب مشروطه بود. بدین معنا که سلطنت شاه مشروط به آرا مردم باشد و دیگر شاه به معنای گذشته، مالک بر جان و مال و ناموس عوام تلقی نگردد...
شيما كاشي
هیچ چیز بدتر از عادت به چیزهای بد نیست. ولی از آن بدتر عادت به چیزهای بی معناست. از مصادیق این چیزهایی که میگویم فیلترینگ افسارگسیختهی سایتهای خبری و غیر خبری است. ولی باز هم میگویم که عادت به چیزهای بد را بیشتر میفهمم تا عادت به چیزهای بی معنا. مثلا عادت به فیلتر شدن سایتی مثل یاری نیوز عادت به بد است. اما حیرت دو چندان که نه، ده چندان من از جایی آغاز میشود که با فیلتر شدن سایت فرهنگی- هنری هفتان میفهمم که داریم به چیزهای بی معنا هم عادت میکنیم. به فیلتر شدن سایتی که هیچ گونه تولید محتوایی از خودش نداشت و حتی برای انتخاب لینکها هم بارها به محافظهکاری بیش از حد لازم متهم شده بود...
«محسن كديور»، «علي حكمت»، «عباس صفايي فر» و «محمد دادفر»، روز پنجشنبه در نشست مراسم روز آزادي مطبوعات كه در حاشيه نهمين نمايشگاه مطبوعات برگزار شد، خواستار برخوردي عاقلانه و منطقي با مطبوعات از سوي حكومت شدند.
محسن كديور رئيس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات در اين نشست درباره اينكه «چرا تمامي اصحاب مطبوعات در دادگاه از هيأت منصفه و وكيل مدافع برخوردار نيستند»، گفت: متأسفانه آنچه كه از فيلتر شوراي نگهبان گذشته اين حق را تنها به مدير مسؤول داده و ديگر پديد آورندگان مطبوعاتي از آن محروم هستند...
محسن سلامی
خبر كانديدا شدنت شوكه ام كرد. هيچگاه فكر نمي كردم با آن همه بي مهري كه اين مردم در حق تو كردند دوباره بيايي اما تو گويي كه بايد همه چيزت را دو دستي تقديم اين ملت كني.
هيچ گاه فراموش نمي كنم خرداد 76 و خرداد 80 را و مقايسه كه مي كنم با خرداد 84 تنم مي لرزد هراسي بر بدنم مي افتد كه بيا و ببين. آخر مردمي كه در خرداد 84 ديدم اصلا شباهتي به آن دوم خردادي ها نداشتند. و تا الآن مدام اين سوال را از خود مي پرسم كه مگر اين مردم از آن هشت سال چه مي خواستند كه به آن نرسيدند. نمي دانم انتظارشان چه بود كه تو نتوانستي برآورده اش كني. اقتصاد با ثبات حتما برايشان ارزشي نداشت؛آزادي بيان راضي شان نمي كرد. توسعه ي سياسي نيز.آنها حتما بايد 84 تا 88 را به چشم خود مي نگريستند تا درك مي كردند 76 تا 84 را...
در شماره پيش گفته شد كه مذهب از سويي گرفتار سنت هاي موروثي و فرهنگي است و از سويي گرفتار قرائت رسمي از دين كه ربطي به دين ندارند و فقط لباس دين بر تن كرده اند و گفتيم تنها راه بازگشت به دين ـ قران و سنت پيامبر ـ و فهم حقيقيت ان احيا بينش ديني و اصلاح تفكري است كه نسبت به دين داريم . از اين رو ابتدا به اين موضوع و سپس به سنت گرايي و رابطه دين و حكومت مي پردازيم . اما قبل شروع بحث كمي راجع به مفهوم احيا صحبت ميكنيم ...
قمصري مي آيد
1. هی کيدز! استاذون الجديد فی طريق المکتب العلوم الاشتباهی!
خبر آن است که قرار است در حوزه نظريه جامعه شناسی، انديشه اجتماعی مسلمين، جامعه شناسی تاريخی، روان شناسی اجتماعی، فلسفه علوم اجتماعی، روش شناسی کيفی و.... اساتيد جديدی، ما را مفتخر به تدريس خود بفرمايند. خبر خوشحال کننده ای است رفقا! البته ما قبلاً که جوان تر بوديم، از هر خوشحالی ای استقبال نمی کرديم، اما حالا خيلی افسرده ايم و از آمدن قيافه های جديد، کيفوريم. بخشی از قضيه هم تقصير اساتيد کنونی دانشکده است؛ اساتيد مسن، حوصله ما را ندارند و اساتيد جوان هم به امر تيمار اساتيد مسن تر مشغول اند. قيافه های تازه که بيايند، مدتی طول می کشد تيمارداری را بياموزند. در آن فاصله، ما نيز کمی با آنها دمخور می شويم...
قصه جالبی است شرایط اعلام شده برای استخدام هیات علمی در گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران. در گروهی که سرامد همه مجموعه های جامعه شناسی این کشور می خوانندشان.
اگر اطلاعیه استخدام را ندیده اید، معطل نکنید. سری به سایت دانشگاه تهران بزنید، اطلاعیه را که برانداز کردید برگردید و ادامه مطلب را بخوانید.
حالا اگر حوصله این رفتن و برگشتن را ندارید یا اگر به صاحب این قلم اعتماد می کنید، من برایتان می گویم که قصه چیست...
اشاره: در این ستون قصد داریم تحلیلی بر بحث های طرح شده توسط مدیریت گروه جامعه شناسی در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان که روز چهارم دیماه سال جاری برگزار گردید داشته باشیم. امید که بتوانیم با به چالش کشیدن مسائل و دیدگاه های طرح شده توسط مدیر گروه که نماینده گروه است، گامی در جهت اصلاح رویه های موجود و نقادی علمی برداریم.
یکی از مسائلی که دکتر کچویان در آن جلسه و به درستی طرح کرد، لزوم تاکید بر تخصص گرایی و استفاده از تخصص های اساتید در ارائه دروس و اخذ پایان نامه ها بود. ایشان از اخذ اولویت های تخصصی اساتید صحبت کرده و فرمی را که در آن سه اولویت تخصصی اساتید درج شده و در اختیار دانشجویان تحصیلات تکمیلی گذاشته می شود، معرفی کردند. اوج این تاکید در زمانی بود که درخواست ارائه درس جامعه شناسی دین توسط دکتر شریعتی طرح شد و مدیر گروه در پاسخ، حصاری به دور حوزه دین کشیده و آن را اولویت تخصصی خود دانست و دکتر شریعتی را در مرتبه بعدی قرار داد. چنان که انگار مرز تخصص ها از مو باریک تر است. هر چند ارائه این درس توسط دکتر شریعتی را در صورت خواست دانشجویان بلامانع دانست...
در دفاع از موقعیت دکتر كچويان که همزمان با مدیریت گروه جامعه شناسی به مرگ جامعه شناسی نیز معتقد است.
درامد: چندی پیش نشریه واحه در تیتر یک خود اقدام به انتشار سخنرانی دکتر کچویان با عنوان“مرگ جامعه شناسي، تولد مطالعات فرهنگي“ که در دانشگاه علامه ایراد شده بود، کرد.
در همان شماره نویسنده یادداشت روز واحه این ادعای دکتر کچویان را در تضاد با مدیریت گروه جامعه شناسی دانسته و جمع این دو را به عنوان موقعیتی متناقض مورد انتقاد قرار داد.
نوشته حاضر بر آن است که از منظری متفاوت به این قضیه نگاه کند. در این نوشته عضو دیگری از تحریریه نشریه واحه کوشیده است نشان دهد که چگونه یک نفر می تواند در دو ساحت متفاوت علمی این دو موقعیت به ظاهر متضاد را با یکدیگر جمع نماید.
زهرا مینایی- علوم اجتماعي از آن علم هايي است كه هيچ گاه سرش اجماع به وجود نيامد. البته اگر در تاريخ علم نگاه كنيم، مي بينيم كه در علوم تجربي هم هميشه اختلاف نظرهايي بر سر روش ها و معيارهاي شناخت معتبر و راه هاي شناخت جهان وجود داشته است. اما تاريخ علوم اجتماعي ثابت كرده است كه به دليل ماهيت اين علم، هيچ گاه صاحب نظران مختلف در دوره هاي گوناگون بر سر علوم اجتماعي به طور اعم و جامعه شناسي به طور اخص اجماع نداشته اند...
محسن جعفری مقدم
آنچه در باب کمیته انضباطی در روز های گذشته اتفاق افتاده است بی شباهت به ماجرای کردان نیست. ریگی که به کفش جناب کردان بود از همان آغاز عیان بود. اما سه ماهی گذشت تا اوج افتضاحات پرونده وی آشکار شود و کار به جایی برسد که مجلس اصولگرا چاره ای جز استیضاح و کنار زدن وی نبیند. مجلسی ها هر چند دیر ولی بالاخره به خودشان آمدند تا آن لکه ننگ را از دامن این نظام مقدس بزدایند. در این میان موضع گیری های رئیس جمهور مثل همیشه بود. چه قبل و چه بعد از استیضاح. فی الواقع جسارت رئیس جمهور مثال زدنی است. کوتاه آمدن در در قاموس او اصولا چیز بی معنایی است. چنان که حتی پس از استیضاح نیز ابایی از دفاع بی قید و شرط از کردان نداشت و او را در زمره مخلصون و انقلابیون به حساب آورد...
پس از ملی شدن نفت ایران انگلیس در تکاپوی بازگرداندن وضع به حال سابق به نهادهای مختلف از جمله شورای امنیت شکایت برد. آنچه در پی می آید بخشهایی از نطق دکتر مصدق به تاریخ 22 مهرماه 1330 در شورای امنیت سازمان ملل متحد است:
شورای امنيت برای اين درست شده که ملل کوچک باکشورهای بزرگ دور هم بنشينند و تحت مقررات منشور و به موجب اصول مندرجه، صلح دنيا و امنيت بين المللی را حفظ نمايند. اين موسسه وقتی موفق خواهد شد که اين هدف عالی را اجرا نمايد که دول بزرگ به مقررات آن احترام بگذارند و کشورهای کوچک و بزرگ آن را پناهگاه خود بدانند...
مینا عینی فر
ما برای هویت یابی در یکی از سخت ترین دوران های تاریخ بشر زندگی می کنیم. در این مساله هیچ شکی نیست. هر روز با افرادی مواجه می شویم که از عقاید خاصی پیروی می کنند و سعی دارند باور های خود را به ما بقبولانند. هر روز ای میل هایی دریافت می کنیم که از ما دعوت می کنند به فلان گروه یا فلان فرقه ی سیاسی یا مذهبی بپیوندیم. هر روز کتاب های تازه ای منتشر می شود که هر کدام دیدگاه تازه ای مطرح می کند و به دنبال هدف تازه ای است. گسترش رسانه ها نیز به این مساله کمک کرده است. مساله ای که واکنش رایج ما در برابر آن سکوت و انکار بوده است...
سارا غلامیان
نویسندگان کتب درسی تاریخ هرگز یادی از محمد مصدق ، وزیر عدلیه ی کابینه ی دوم مشیر الدوله پیرنیا که در سال 1299 مانع دستیابی انگلیس به جزایر ابوموسی و شعیب شد نکردند ، از او که اولین مخالف سیاسی ماده تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی به دلیل تعطیلی مشروطیت و استقرار دیکتاتوری رضاخانی بود ، از او که رودرروی رضاخان ایستاد و ” گفت اعلی حضرت به مسافرت ها و طا ق نصرت ها و به مامورین انتظامی بزرگ نمی شوند !“...
احمدی نژاد در خوابگاه دختران