تبليغاتX
واحه

زهرا مينائي

 انتخابات نزديك است. انتخابات رياست جمهوري اما نه. انتخابات تشكل ها منظورم است. هفته ي پيش كانديداتوري براي شركت در شوراي صنفي آينده آغاز شد و به زودي هم انتخابات انجمن هاي علمي، انجمن اسلامي، جامعه فرهنگي و كانون ها.

بحث درباره ي تشكل ها بحث عميقي است. اينكه اساسا يك تشكل از كجا هويت مي گيرد؟ آيا هويت تشكل جدا از افراد تشكيل دهنده اش هست يا نه؟ اينكه آيا تشكل به افراد هويت مي دهد يا اين افراد اند كه تشكل را هويت دار مي كنند؟ اينكه سابقه ي يك تشكل چقدر در عملكردش موثر است؟ اينكه هر تشكل چه كاركردي بايد داشته باشد؟ و سوال هاي بسيار ديگري كه در اين بحث مطرح مي شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

زهرا مينائي

نقد همواره مسئله اي چالش برانگيز بوده است. انسان ها پس از اينكه سال هايي زيادي را با شرايط محيطي و سياسي و فرهنگي متفاوت پشت سر گذاشته اند، به اين نتيجه رسيده اند كه انتقاد مي تواند باعث ساختن و استحكام جامعه شان شود. از اين رو انتقاد را با شرايطي، مثبت قلمداد كرده اند. و البته در صورتيكه به اين شرايط عمل شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

زهرا مينائي

يك روز يك نفري آمد و كلي باهام درباره ي انتخابات صحبت كرد. اينكه مي خواهم به چه كسي راي بدهم و دلايلم براي اين انتخاب چيست علاوه بر اين مي خواست كه نظرم را درباره ي هر كانديدا بگويم سپس ذكر كنم كه دليلم براي اين نظر چه بوده است. آخر سر هم گفت كه بايد خوب تصميم بگيرم. همه ي جوانب را بسنجم و انتخاب درستي در وضعيت موجود داشته باشم زيرا كه انتخابم مي تواند سرنوشت ساز باشد و تاريخ و آينده ي يك ملت را بسازد. آدم ها براي انتخابشان چقدر فكر مي كنند و چقدر حس مي كنند؟
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

زهرا مينائي

تعداد دانشجويان كارشناسي چندين برابر دانشجويان ارشد و دكتري است. بالطبع تعداد راي دهندگان به تشكل ها نيز بيش از هر قشري، دانشجويان كارشناسي هستند. بنابر اين حدودا نود درصد از اعضاي تشكل ها را دانشجويان كارشناسي تشكيل مي دهند. همانطور كه مي دانيم معمولا نيازهاي دانشجويان كارشناسي و ارشد و دكتري متفاوت است و به هر كدام به گونه اي متفاوت بايد پاسخ داده شود. در جريان هاي اخيري كه توسط انجمن اسلامي و نشريه ي روبه رويتان به راه افتاده است،‌ بحثي طرح شده كه به نظر مي رسد چندان اولويت دانشجويان كارشناسي نباشد و البته پاسخ گويي به يكي از نيازهاي دانشجويان ارشد و دكترا است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مينائي

توي دانشكده هاي مختلف پرديس مركزي كه وارد مي شوي، مي تواني يك نوع يكدستي در رفتار و حركات و لباس و حرف زدن آدم ها پيدا كني. انگار كه بشود آدم ها را تا حدي بر حسب رشته شان تقسيم بندي كرد. تيپ بندي كرد. مثلا توي همين علوم اجتماعي، شايد براحتي بشود بچه فني ها را از دانشجويان ديگرتشخيص داد. هر سال هم تعداد بيشتري از قبول شدگان كنكور كارشناسي ارشد در رشته ي علوم اجتماعي، از دانشجويان فني هستند. اينكه علت اين همه استقبال از رشته ي علوم اجتماعي چه مي تواند باشد را بايد در جاي ديگري بررسي كرد؛ اما در هر حال بد نيست با كمي دقت تاثير حضور بيشتر دانشجويان فني در دانشكده ي علوم اجتماعي را بر فضاي دانشكده ببينيم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی

یک اصل در دانشکده ی علوم اجتماعی هست که می گوید: هیچ تحقیقی نابود نمی شود هیچ تحقیقی ساخته نمی شود، ، فقط از نفری به نفری دیگر منتقل می گردد!

دیگر دارد نم نم فصل تحقیق خواستن می رسد. یعنی حسابی برویم دنبال تحقیق. در میدان تحقیق بگردیم و بگردیم و وقت بگذاریم. میدان تحقیق همه ی تحقیق ها البته یک جا است. توی همین دانشکده. توی آشناها و دوست ها. خصوصا سال بالایی ها. ” فلانی تحقیق فلان درس را داری؟“ یک میدان تحقیق دیگر هم در اینترنت است. سرچ کنی و بچسبانی و بدوزی و بدهی. البته این یکی بیشتر وقت می گیرد. آن هم شب های امتحان که وقت کم است. یک ساعت یک ساعت است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی

اسم روز دانشجو که می آید یاد جنبش دانشجویی می افتم. یاد اعتراض. انتقاد.

اسم روز دانش آموز که می آید یاد هدیه های رنگارنگ می افتم. یاد جشن و شادی. یاد برنامه های جورواجور مدرسه. دانش آموزها روز دانش آموز منتظر هدیه اند. منتظرند که آدم ها بهشان کادو بدهند و آنها هم ذوق مرگ شوند.

روز دانشجو، دانشجوها فکر می کنند. به اینکه کیستند. به اینکه چه کار دارند می کنند. به اینکه چه باید بکنند. بعد از فکر همیشه انتقاد است. همیشه اعتراض است به وضع موجود. اعتراضی که می تواند جورهای مختلفی باشد. بعد از فکر درباره ی وضعیت موجود، وضعیت مطلوب واضح تر می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی

دکتر آزاد هم وبلاگ دار شد. بالاخره در پی موج وبلاگ نویسی اساتید، این بار نوبت به دکتر آزاد رسید تا ایشان هم در این فضا بگویند و بنویسند.

یادم است همیشه ماهیت وبلاگ مرا شگفت زده می کرد. خیلی سعی می کردم تعریفی تا حدی عمومی از وبلاگ  به دست بیاورم اما هرچه بیشتر در این فضای مجازی غرق می شدم، ابعاد گسترده تری از آن را می دیدم. شاید آن اوایل، وبلاگ اصلا پدیده ی جدی ای محسوب نمی شد. شخصی نویسی نیز، در میان این پنهانکاری همیشگی ایرانیان، چندان مورد استقبال نبود. اما انگار، سال ها سکوت شکسته شد و ملت ریختند توی وبلاگ ها. خودشان را گفتند و گفتند و گفتند. برای کسانیکه آنها را معمولا نمی شناختند. از طرفی شکستن سکوت، کنجکاوی ها را هم بر می انگیخت. این بود که حجم زیادی از آدم ها، وبلاگ دار شدند و خواننده ی وبلاگ و البته بیشتر نویسنده. هرچقدر به این حجم افزوده شد، وبلاگ ها قابلیت بیشتری برای تغییر ماهیت خود پیدا کردند. حالا دیگر وبلاگ ها بازار اند.بازاری برای تبلیغات تولیدی. حالا دیگر وبلاگ ها منبعی هستند برای شهرت. حالا وبلاگ ها جایی هستند برای مطرح شدن. همه ی اینها باعث می شود که هرچه می گذرد، وبلاگ ها هم جدی تر گرفته شوند. زیرا خوانندگان خود را دارند. خوانندگانی که شاید ساعت ها در خانه بچرخند و کتابی نخوانند، اما وبلاگ ها را در حالی که پشت رایانه ی خود نشسته اند، بخوانند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی

محیط می تواند اندیشه و شخصیت افراد را شکل بدهد. حالا این محیط می تواند یک محیط به بزرگی کل زندگی باشد یا یک محیط کوچکی مثل دانشکده که فقط چهار سال در آنیم و بعد هم رحل خداحافظی را می خوانیم و می رویم. اگر خوب ِ خوب دقت کنیم در بچه های دانشکده، می توانیم یک سری مشابهت هایی را در آنها پیدا کنیم که بر اثر همین محیط ایجاد می شود. یک سری دسته بندی هایی که بر اساس تفاوت هایی که در همین محیط است شکل می گیرد. یکی از مهم ترین عنصرهایی که در محیط دانشکده این تفاوت ها را ایجاد می کند، رشته ی ما است. بچه های جامعه شناسی با بچه های مردم شناسی و آنها با بچه های ارتباطات و بعد هم برنامه ریزی، هرکدام تفاوت می کنند با هم. بهتر است پیش از هرچیز بگویم که این نوشته صرفا توصیفی- تحلیلی است که بعد از چند صباحی در دانشکده بودن، دیده ام و فهم کرده ام و هیچ گونه پیام ارزشی ای ندارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی

هفته ی پیش، سر کلاس یکی از اساتیدِ یکی از درس های پیش نیاز دار بودیم. مباحث را توضیح می داد و حس می کرد بچه ها با یک سری مقدماتی آشنا نیستند. گفت در فلان درستان، چی خوانده اید که اینها را هم نمی دانید. یکی از بچه ها، بدون آنکه قصد قبلی داشته باشد گفت: ” با دکتر فلانی پاس کرده ایم.“  استاد کمی مکث کرد و برای اینکه ناراحتی ای بعدها پیش نیاید گفت:“ من چی پرسیدم، شما چی جواب می دهید.“ البته همه در کلاس اتفاق نظر داشتند که آن جواب، بهترین و کوتاه ترین و به اصطلاح مختصر و مفیدترین جوابی بود که می شد داده شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینایی

همه می دانیم که در جامعه  یک فرهنگ وجود دارد که از اجزای مختلفی تشکیل شده است. یکی از این اجزا خرده فرهنگ ها هستند که به نوعی از فرهنگ تاثیر می گیرند و بر آن تاثیر می گذارند. دانشکده ما می تواند شکل کوچکی از جامعه باشد که فرهنگ خاص خود و بالتبع خرده فرهنگ هایی داشته باشد. البته دادن اسم خرده فرهنگ چندان علمی نیست و ما از آن به عنوان جریان یاد می کنیم.

یکی از جریان هایی که معمولا دانشجویان در آغاز ورود خود با آن روبه رو می شوند جریانی است که به آن نام بی تفاوتی می دهیم. این جریان که در خود ارزش هایی دارد در بین دانشجویان جا افتاده و در نسل های بعد نیز همواره بازتولید می شود. هرچه دانشجویی تجربه ی بیشتری از کلاس های درس داشته باشد این ارزش در او بیشتر نهادینه می شود. اگر در کلاس هایی که نسل های مختلف دانشجویان در آن حضور دارند دقت کرده باشید می بینید که دانشجویان سال بالایی تر معمولا مشارکت کمتری در کلاس دارند و دانشجویان سال پایین تر کسانی هستند که به صورت فعال در کلاس حضور می یابند...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینائی
در بهار بود که در و دیوار را پر کردند از اطلاعیه هایی در مورد کارت های الکترونیکی. که قرار بود به هر دانشجویی بدهند و تا سقف پنجاه تومان اگر می ریختی، دو برابرش را می توانستی کتاب بخری. البته کارت ها مخصوص خرید کتاب بود فقط. و برای مثلا افزایش فرهنگ کتابخوانی داده شده بود. حالا ما می گذریم از نحوه ی توزیع بسیار سیستماتیک کارت ها. که هر لحظه ممکن بود، زیر دست و پای ملت، له و لورده بشوی. حتی می گذریم از کارت هایی که برای بعضی دانشجوها پیدا نمی شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

زهرا مینایی

من ترم سه بودم که لیست هایی آوردند و به دیوار ِ- سابق- آموزش زدند و یک تقسیم بندی ای از اساتید و دانشجویان تویش نوشته بود. اسم هر استادی و زیرش اسم حدود 10-12 دانشجو نوشته شده بود. بالای ورقه ها نوشته بودند: ”استاد راهنما“. بچه ها چندان معنی این کارها را نمی فهمیدند. گمانم استاد ها هم. آموزش هم مثل همیشه یک توضیح سرسری می داد و می رفت. ما که خودمان دست به کار شدیم و پرس و جو کردیم، فهمیدیم این عمل، در قانون نامه ی آموزشی وجود دارد. برای هر دانشجو هنگام ورود به دانشگاه، یک استاد تعیین می شود که آن استاد باید برای او وقت بگذارد و این تعهد را دارد و جز ساعات حضور استاد در دانشگاه حساب می گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت توسط واحه |