تبليغاتX
واحه
سارا غلامیان

هر مسئله ای کارشناس مربوطه ی خود را می طلبد ، همان طور که پاسخ پرسش های اقتصادی را باید متخصصین این رشته بدهند ، در جهت پاسخ مسائل ورزشی هم باید از کارشناسان این رشته مدد جست ! ؛ البته از آنجایی که در این کشور ، سوالات اقتصادی هم از اقتصاد دانان پرسیده نمی شود ، شاید اصلا طرح این مسئله در این مقاله بیهوده باشد که جواب پرسش های ورزشی را در پاسخ کارشناسان این رشته بجوییم ، اما از آنجا که برخی از اتفاقات مثل مسابقات تیم ملی با غرور و تعصب یک ملت سر و کار دارد و مردم مخاطب اصلی قلمداد می شوند ، این مسئله خود مشکلاتی را ایجاد می کند که به طرح این مسئله در این مقاله پرداخته ام !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

من تا به حال در این ستون بیشتر از مسائل برون دانشگاهی نوشته ام و امروز هم آمدم در مورد دو هفته ی دیگر که بیست و نه اسفند است بنویسم٬ 29 اسفندی که همه ی تقویم ها می شناسند ٬ هر کس هم هر چه قدر پاک کن به دست بگیرید و بخواهد آن را ناپدید کند نمی تواند ٬ آمدم از او بنویسم که هر سال مراسم سالگردش باشکوه تر از سالهای قبل برگزار می شود  و اینکه چه طور مصدق بی تندیس ٬ این طور تندیس جاودانه ذهن ها شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

نویسندگان کتب درسی تاریخ هرگز یادی از محمد مصدق ، وزیر عدلیه ی کابینه ی دوم مشیر الدوله پیرنیا که در سال 1299 مانع دستیابی انگلیس به جزایر ابوموسی و شعیب شد نکردند ، از او که اولین مخالف سیاسی ماده تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی به دلیل تعطیلی مشروطیت و استقرار دیکتاتوری رضاخانی بود ، از او که رودرروی رضاخان ایستاد و ” گفت اعلی حضرت به مسافرت ها و طا ق نصرت ها و به مامورین انتظامی بزرگ نمی شوند !“...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

این روزها انگار درگیری فکریمان شده است خودکشی٬ خودسوزی و .... .

به تیتر اخبار که می نگرم نوشته است دومین خودسوزی در طی سه هفته ی گذشته ؛

 اولی٬ فردی از اهالی بم که در مقابل ساختمان ریاست جمهوری خودسوزی کرد و دومین فرد هم در مقابل ساختمان مجلس٬ در چند روز اخیر هم که ظاهرا فرد جانبازی که کارمند سازمان آب و فاضلا ب بوده و رییس شورای حل اختلاف ناحیه ای از خرم آبا د در مقابل بنیاد شهید خودسوزی کرده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

بارها دیدگاه الیاس را پیرامون غربت مرگ در زندگی روزمره و پنهان شدن آن را خوانده ایم ، از اینکه در این زمانه مرگ ، آرام و بی سر و صدا می آید ؛ خصوصی شدنش را از زبان آریه شنیده ایم و نامرئی شدنش را از دید گیدنز و روایت شلینگ مبنی بر اینکه چون مرگ ، هر روزه قابل رویت نیست ، در نتیجه منبعی است برای بر هم زدن آرامش و اطمینان ؛...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

نمی دانم این حرف ها را دقیقا کجا باید زد و یا حتی به چه کسی ! نمی دانم به شما که مدیر گروه هستید یا خطا ب به  تمامی اساتید .....

از وقتی که آمده ایم دانشکده تا به الآن ، هم چنان در توهم حل مسائل اجتماعی و رفع دغدغه ها ی مردم جامعه و تاثیرگذاری بر فضای تصمیم سازی مسئولین به سر برده ایم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

دارم صحنه ی عجیب پرتا ب کفش از طرف منتظر الزیدی به سمت بوش را نگاه می کنم ٬

حالا دیگر صاحب کفش شده است قهرما ن ٬ اسطوره ٬ پیشرو ٬ پیشگام

قهرمانی که ناشی از پرتاب یک کفش باشد ٬ ناشی از جسارت و شجاعت پرتاب یک کفش ٬  بیشتر تعجب می کنم تا خوشحالی ِ افیون گونه ای که تلوزیون قصد غا لب کردنش را دارد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

در حق برخی از افراد دو نوع جفا می کنیم  گاهی تیشه را برداشته و به ریشه ی آنان می زنیم که گویی تمامی بد بختی ها ی عالم زیر سر اوست یا اینکه آن قدر از او تعریف و تمجید می کنیم و او را تا سر حد ستایش بالا برده و از او بت می سازیم٬ امروز در حقش زنده باد گفته و می بریمش تا عرش و وقتی رویاهایی که از او برای خودمان ترسیم کرده ایم بر آورده نمی شود بلا فاصله مرده باد می گوییم و او را تا انتهای فرش تنزل می دهیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

* ما از آنان نبود که می گریختیم از آنانی بود که زمین را با گامهایشان آلوده می کردند .

ما را یا دتان هست ؟! ٬ متولدین دهه ی 60 ایم ٬چند سالی مانده بود که بشویم دهه ی 70 ای ؛ اما خب نشدیم و زمان نشان داد چندان فرقی هم نمی کند؛

ما را یا دتان هست ؟! ٬ ما همان ها هستیم که وقتی کودک بودیم آینده سازان جوان مملکت می خواندید مان ٬ حالا ما جوان هستیم و کودکانی گریز پا، بی مسئولیت، خردنگر و بی تفاوت قلمداد مان می کنید ؛ یعنی چه اتفاقی افتاده است، چه اتفاقی برای ما و چه اتفاقی برای شما...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

پاییز است و هوا کم کم رو به سرما می رود ٬ نشسته ام در تا کسی حواسم جایی دیگر است جایی ماورا ی اتفا قا ت کوچک زمین و حا دثه ها ی حقیر روزانه ٬ که رادیو اعلا م می کند 9 نفر امروز اعدام شدند ٬

پشت سرم خانمی تعریف می کند یکی از این ها  فاطمه حقیقت پژوه است که به اتهام قتل عمد همسر صیغه ای اش  که قصد تجاوز به دخترش را داشته ودر عین حا ل معتا د هم بوده پس از تحمل 7 سال حبس ٬ حالا اعدام شده است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

آذر هوایی ام می کند ٬ دلتنگم می کند ٬ یاد  تمام  امید ها و آرزوها و آرما ن ها یم می اندازد ٬ آذر شادم می کند ٬ پر نشاطم می کند ٬  رنجورم می کند ٬ خسته ام می کند ٬ امید وارم می کند ٬ نا امید م می کند .

16 آذر  یادم می اندازد که  دانشجویم ٬ دانشجوی  درد مند  ِ دغدغه دار  ِ پر هیاهویی که فکر می کند می تواند جاودان شود  یا جاودان کند ٬ می تواند جهان را ٬ دنیا را ٬ وطن را آبا د کند .

یادم می اندازد آن چه می خوانم قرار نیست  بشود دکور تزیینی ویترین  کتابخانه ها ٬ یا دم می اندازد که خسته نشوم از این انقلا ب ها ی هر روزه ٬ یادم می اندازد  که آرام نگیرم ٬ دچار رکود نشوم ٬ و نشوم مرداب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت توسط واحه |

سارا غلامیان

 24 آبان ماه روز کتاب و کتاب خوانی است ولی چه شده که این روز برای همه مثل روزهای دیگر است و این اسم ها تنها بهانه ای شده برای تزیین تقویم ها ٬ هیچ چیز تغییر نکرده ؛ کاش به جای صرفا نام گذاری این روزها به محتوای این اسامی نیز کمی توجه می شد...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت توسط واحه |