تبليغاتX
واحه

 

روز گذشته ساعتی قبل از پایان انتخابات انجمن های علمی دانشجویی تعدادی پلاکارد در اعتراض به انتخابات انجمن علمی جامعه شناسی روی دیوار رفت و در دستان برخی کاندیداها نیز دیده شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت توسط واحه |

 

آموزش معمولا برای کلاس هایی که تشکیل نمی شود اطلاعیه می زند. اما این بار...

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

 

دكتر قمصري معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه تهران و رئيس كميته انضباطي دانشجويان دانشگاه ديروز براي سومين بار به دانشكده علوم اجتماعي آمد. سه شنبه هفته گذشته و پس از برگزاري نشست بررسي حقوقي تخلفات كميته انضباطي با حضور عبدالفتاح سلطاني كه با دعوت از دكتر قمصري و البته عدم حضور ايشان برگزار گرديد، دانشجويان منتقد به دفتر دكتر قمصري رفتند تا به شركت نكردن او در جلسه اعتراض كنند. در آن جلسه دكتر قمصري قول داد كه روز يكشنبه ششم ارديبهشت در دانشكده علوم اجتماعي حاضر شده و مكانيسم هاي عملياتي كردن تعهداتش را در حضور دانشجويان بررسي كند.

درجلسه ديروز در اتاق دكتراي دانشكده  بند بند مطالبات دانشجويان به صورت مكتوب در اختيار دكتر قمصري و عموم دانشجويان قرار گرفت و يك به يك بررسي و واكاوي شد. دكتر قمصري در هفت مورد خواسته هاي  دانشجويان را پذيرفت و در دو مورد نيز تعهد به پيگيري و ارائه پاسخ به دانشجويان داد.

گفتني است پس از پذيرش بيشتر موارد در جلسه دوم پيش از عيد توسط ايشان،به ناگهان دكتر قمصري در مصاحبه با خبرگزاري مهر تخلفات كميته انضباطي راتكذيب كرد و در تناقضي آشكار با اظهاراتش در جلسه دانشكده علوم اجتماعي سخن گفته بود.

اما در جلسه ديروز و پس از توافقات صورت گرفته، متن آن به امضاي دكتر قمصري رسيد و دانشجويان حاضر در جلسه نيز به عنوان شاهدين تعهدات قمصري آن را امضا كردند و متن كامل آن در اختيار  دانشجويان و افكار عمومي دانشگاه قرار گرفت.

بنابراين حركت جمعي چند ماهه دانشجويان در اعتراض به عملكرد كميته انضباطي دانشجويان كه با همراهي اساتيد دانشكده نيز همراه شده بود بالاخره ثمر بخش شد . اين حركت نشان داد كه دانشجويان با پيگيري هاي مداوم و مستمر و مدني مي توانند به مطالبات به حق خود كه همانا حركت نهادهاي دانشگاهي در چارچوب قانون و اخلاق است، دست پيدا كنند.

مسئولين دانشگاه نيز بايد اين حركت دانشجويان را كه در چارچوب هاي مدني وحقوقي و در قالب راهكارها و ابزارهاي معمول و متعارف مثل برگزاري جلسه و انتشار نشريه ، انجام پذيرفت قدر بدانند و انتقادهاي اين چنيني را جهت اصلاح رويه ها و بهبود فضاي دانشگاه ارج نهند.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

دیروز شیخ اصلاحات به دانشکده ما آمد تا جوابگوی سوالات دانشجویان باشد. دانشجویانی که گاه از وعدهها و شعارهای انتخاباتی شیخ به وجد میآیند و شهامت و صراحتش را تحسین میکنند.

دیروز اما اتفاق عجیبی هم افتاد که اگر از نزدیک شاهدش نبودیم، باورمان نمیشد. شیخ تنها به دانشکده ما نیامد. کثیری از هواداران و اعضای ستادش نیز او را در این جلسه همراهی کردند. ستادی که با فشار مداوم به برگزارکنندگان، تلاش برای تسخیر کامل تریبون دانشجویی داشت، گستاخانه از این سخن میگفت که لیست کسانی که باید سوال شفاهی کنند آماده است و...

دیروز اعضای ستاد کروبی و هوادارانش با هوچیگری مانع از طرح سوالات دیگر شدند، جلسه را در یک چرخه سوالات تکراری نگه داشتند و وقتی با مقاومت انجمن اسلامی دانشکده روبرو شدند، بنای تخریب انجمن را گذاشتند. انجمن را بسیجی خواندند، آن را وابسته به طیف شیراز دانستند و مایه خفت دانشجویان.

از اتهام بسیجی بودن بگذریم که برای دانشجوی آشنای علوم اجتماعی، اعتباری ندارد. طیف جعلی شیراز را هم گویا نمیدانستند، هنوز فراموش نکردهایم که اگر در جلسه دیروز یک حامی داشت، کروبی بود که در نخستین اردوی آنها حاضر شد و به ایشان رسمیت داد.

کاش شیخ اصلاحات صادقانهتر با ما روبرو میشد و یارانش را گوشزد میکرد که برای جمع کردن چند رای بیشتر دست به هر کاری نزنند.

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

مهندس ميرحسين موسوي روز پنج شنبه در حالي در جمع دانشجويان در دانشگاه فردوسي مشهد حاضر شد كه دوشادوش او همسرش دكتر زهرا رهنورد استاد تمام رشته پژوهش هنر، مدير گروه فعلي اين رشته در پرديس هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و همچنين رئيس سابق دانشگاه الزهرا در دوران اصلاحات حركت مي‌كرد. دكتر رهنورد در طول جلسه در كنار مهندس موسوي نشسته بود، بعضا به ايشان مشاوره مي‌داد و حتي در كنار همسرش به ابراز احساسات دانشجويان حاضر در جلسه پاسخ مي‌داد. به نظر مي‌رسد اين بار بايد شاهد حضور كانديدايي در انتخابات باشيم كه از همسرش به عنوان يكي از مشاورين مهم و فعال در عرصه اجتماع، در كنار خود استفاده خواهد كرد.

در اين فضاي وانفساي تبليغات، هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده، همه كانديداها دوره افتاده‌اند و با شعارهاي بعضا عجيب و غريب، سعي مي‌كنند راي مردم را به دست آورند. در اين فضا بيشتر اعمال همه كانديداها شعاري و انتخاباتي تلقي مي‌شود و تميز ميان برنامه و شعار سخت و دشوار.  نكته مهمي كه در اين ميان و در بحبوحه انتخابات از چشمها پنهان مي‌ماند، اثرگذاري همين شعارهايي كه از سوي هر كانديدا مطرح مي‌شود، بر فضاي پس از انتخابات است.

شايد بسياري بدبينانه اين حركت مهندس موسوي را حركتي انتخاباتي تلقي كنند. در درجه اول با توجه به صداقت ميرحسين موسوي و اصرار او بر نزدن حرفهايي كه قدرت عملي كردن آن را ندارد، اينگونه تحليلها را بيشتر بايد سمپاشي مخالفان مهندس موسوي دانست كه مي‌خواهند او را هم به سطح ديگر كانديداهاي شعاري تنزل دهند.

امادرجه دوم اين بحث به اين نكته باز مي‌گردد كه حضور دكتر رهنورد به عنوان يك زن در كنار مهندس موسوي نوعي ساختارشكني در فضاي انتخاباتي مردسالار جامعه ايران است و حتي اگر به عنوان فعاليت تبليغاتي انجام شود، فعاليتي است كه مستقيما در خدمت ارتقاي سطح زنان و احياي منزلت ناديده گرفته شده آنها قرار دارد.

زني كه در كنار همسر خود در بالاترين سطح فعاليت – ولو تبليغاتي- همسرش حاضر شود، به ابراز احساسات دانشجويان با دست تكان دادن پاسخ دهد و تمام مدت با حوصله در كنار همسرش بنشيند و در قامت يك سياستمدار تمام عيار ظاهر شود، تاكنون در سياست ايران، سابقه چنداني نداشته است. چه بخواهيم و چه نخواهيم دكتر زهرا رهنورد، امروز يك پديده است. پديده اي كه در عين اعتقاد و التزام كامل و عميق خود به اسلاميت در جدي ترين سطح فعاليت سياسي حاضر مي شود و  حوزه مردسالار سياست ايران را مورد شالوده شكني قرار مي دهد. فراموش نكنيم! اين شالوده شكني يك زن عميقا مسلمان است.

+ نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |

بدون شرح!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

 

 

هر چه می گوییم یا می گویند درست است، یا اظهار بی اطلاعی می کنند و یا به نشانه تاسف سری تکان می دهند. ماجرا از چه قرار است، نمی دانیم. کجای کار می لنگد که می گویند حق باشماست اما اصلاحی صورت نمی گیرد، الله اعلم.
هشت استادی که طی دو جلسه در دفتر انجمن اسلامی حاضر شدند تا مستمع انتقادات انجمن باشند و سوالاتمان را پاسخ گویند، نشان دادند که بر خلاف مدیر منتخبشان اهل تعاملند و از پاسخگویی طفره نمی روند. منتظریم تا پایبندی به گفته هایشان را در عمل نیز ثابت کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

 

در نه سالگی به سن تکلیف رسیدم، با این پیش فرض که می توانم راجع به دینم و ارکان آن تصمیم بگیرم. می توانم به توحید و عدل خدا با اتکا به عقلانیت خودم پی ببرم. در پانزده سالگی ”رای اولی“ شدم. توانستم در سرنوشت کشورم دخالت کنم. با این پیش فرض که قدرت تشخیص و انتخاب رییس جمهور را دارم. عقلانیت من به حدی است که می توانم تاریخ کشورم را رقم بزنم. اما در بیست و دو سالگی از تصمیم گیری در مورد رفت وآمد خودم منع شدم. با این پیش فرض که هنوز شعور و عقلانیت لازم را برای تصمیم گیری در مورد رفت و آمد خودم، ندارم.

12 سال از بهترین روزهای زندگیم را تحت سلطه اقتدار مدرسه گذراندم. هر روز 4 تا 6 ساعت من را ”تربیت“ کردند. برای جامعه پذیری صحیح من ”نمره انضباط“ را در کانامه ام گنجاندند و علاوه بر مدیر و ناظم از ”معلم پرورشی“ هم کمک گرفتند تا مبادا خطایی صورت گیرد. اندیشه حاکم برای تربیت صحیح من به مدرسه قناعت نکرد بلکه تک تک مواد فرهنگی منتشره را از فیلتر مجوز گذراند. و از آن مهم تر رسانه تلوزیون را در دست گرفت تا تمامی منابع جامعه پذیریم را در دست داشته باشد.

بعد از این همه تلاش ــ به زعم خودش ــ حتی نتوانسته است به من بیاموزد که ”کی و کجا باید بروم و کی و کجا نباید بروم“؟ گویا باید هنوز اقتدارهایی که ادامه مدرسه اند رفت وآمدهایم را کنترل کنند. اگر هنوز من به این حد از رشد نرسیده ام پس شما آن دوازده سال را چه می کردید؟

سپپده اكبرپوران

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

 

17 سال از انتقال دانشکده علوم اجتماعی به ساختمان جدید می گذرد، اما در این سالهای طولانی هیچگاه ضرورت ایجاد یک سردر مناسب احساس نشده و یا توان آن فراهم نشده است.

اینک چندی است که مدیریت دانشکده به کار ساخت سردر دانشکده علوم اجتماعی مشغول شده است. امید است نیازهای دیگر دانشکده نیز به زدوی رفع شود.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت توسط واحه |

 

کودک بعد از یک روز کار و دستفروشی، پشت یک مغازه خواب رفته.
ما هم دانشجوی علوم اجتماعی هستیم و هر روز نظریه می خوانیم و در این خیابانها قدم می زنیم

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

 

دیروز دفتر انجمن اسلامی دانشجویان لبریز از دانشجویانی شد که آمده بودند تا روز جهانی زن را گرامی بدارند.
شهلا لاهیجی (مدیر انتشارات روشنگران)و الهه کولایی (استاد دانشگاه تهران) از ساعت 12:30 تا 14 با حضور در دفتر انجمن به بیان دیدگاههای خود در رابطه با »تجربه زن بودگی در ایران« بیان کردند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

  

 

 ديروز سالن ابن خلدون شاهد حضور تعداد زيادي از دانشجويان و اساتيدبود تا شاهد انتقادات وارد بر عملكرد كميته انضباطي و دفاع رئيس اين كميته باشند.

ديروز دبير كميته انضباطي كه بيشترين انتقادات معطوف به عملكرد او بود، رييس خود را همراهي نكرد و رييس كه كه مدعي بود مسئوليت عملكرد همه زيرمجموعه خود را مي پذيرد و نيازي به حضور دبير نيست، مدعي شد براي پاسخگويي به موارد مطرح شده از سوي دانشجويان نياز به بررسي بيشتر دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

ایسنا- حضور خاتمی و میرحسین موسوی در مراسم بزرگداشت شهیدان باکری

+ نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت توسط واحه |

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت توسط واحه |

 

شب یلدا در دانشکده علوم اجتماعی

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت توسط واحه |

 

الفاااتحه!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت توسط واحه |

 

«اگر اجباري كه به زنده ماندن دارم نبود ، خود را در برابر دانشگاه آتش مي‌زدم ، همان‌جايي كه بيست و دو سال پيش ، « آذر » مان ، در آتش بيداد سوخت ، او را در پيش پاي « نيكسون » قرباني كردند!

اين سه يار دبستاني كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند ، هنوز از تحصيلشان فراغت نيافته اند ، نخواستند - همچون ديگران - كوپن ناني بگيرند و از پشت ميز دانشگاه ، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند. از آن سال ، چندين دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند ، اما اين سه تن ماندند تا هر كه را مي آيد ، بياموزند ، هركه را مي‌رود ، سفارش كنند. آنها هرگز نميروند ، هميشه خواهند ماند ، آنها « شهيد » ند. 

اين « سه قطره خون » كه بر چهره ي دانشگاه ما ، همچنان تازه و گرم است. كاشكي مي توانستم اين سه آذر اهورائي را با تن خاكستر شده ام بپوشانم ، تا در اين سموم كه ميوزد ، نفسرَند!

اما نه ، بايد زنده بمانم و اين سه آتش را در سينه نگاه دارم.»

دکتر علی شریعتی 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

 

زمستان است و ظاهرا آبسردکن دانشکده علوم اجتماعی هم یخ زده است.

از آب سرد خبری نیست!

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت توسط واحه |

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت توسط واحه |

من بی تقصیرم اما اطلاعیه شورای صنفی خیلی ناخوداگاه چند نکته را به ذهن متبادر می کند.

۱) شورا قرار بود نشریه داشته باشه. این که این نشریه چی شد هیچ ربطی به ما نداره اما می شود در باب فواید نشریه گفت: کسی که نشریه داشته باشه دیگه نمیگه فقط با همین وسیله!

۲) همچنان توزیع کمد یکی از اساسی ترین و جذابترین وظایف شورای صنفی تعریف میشه. این توزیع کمد علاوه بر اینکه باعث مراجعه دانشجویان به شورا و در نتیجه ارتباط سازنده میشه، میتونه استعدادهای نهفته را هم شکوفا کرده و منجر به خلق آثار هنری بشه.

۳) در زندگی چیزهایی رخ میده که اگر روح آدم را هم مثل خوره نخوره، ولی در عوض یه گوشه ای از ذهن ما جا خوش میکنن و گاه به گاه توی مسائل مستحدثه زندگی خودشون را نشون میدن. یکی از این چیزها اون وانت سبزی فروش سریالهای آبکی تلوزیونه که میگه خونه دار و بچه دار...

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت توسط واحه |

 

روز گذشته رئیس و معاونان دانشجویی و مالی اداری دانشکده در مقام پاسخگویی به مطالبات دانشجویی برآمدند اما...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت توسط واحه |

یک عدد دستگاه بازیافت زباله یا عده ای آدم متمدن مورد نیاز است!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت توسط واحه |

 

شورای صنفی این روزها پرکار شده است و قاطع! کمدهای دانشجویان خاطی باز شده و محتویاتش بیرون ریخته شده است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت توسط واحه |

همزمان با افزایش اقدامات کنترلی بر روی دانشجویان، دانشکده علوم اجتماعی شاهد یک سرقت عجیب بود. دیروز صبح از کتابخانه الکترونیکی دانشکده فقط اتاق و میزهایش باقی مانده بود!

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت توسط واحه |

هشت سال پس از اولتیماتوم به روزنامه نگاران!؟

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

 

اینجا انبار  شرکت مایکروسافت نیست. اینجا پشت دانشکده علوم اجتماعی است و اینها کامپیوترهای اوراق شده.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

 

ساعت 6 بعد از ظهر درب های سایت و کتابخانه به روی هیچ دانشجویی گشوده نیست.  ظاهرا دانشکده برای پرداخت دستمزد دو ساعت اضافه کاری  یک  کارمند در روز ، مشکل مالی دارد.

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

 

دكتر رهبر با اشاره به پيشنهادات برخي از دانشجويان دانشگاه تهران مبني بر اينكه دانشگاه يك يونيفرم داشته باشد گفت: در واقع، بحث اين است كه دانشگاه با داشتن يونيفرم و شكل و شمايل مشخص به دانشجويان خود شخصيت دهد و در اين زمينه از شما دانشجويان مي‌خواهم كه نظر خود را در اين خصوص با ارسال ايميل به من اعلام كنيد.

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت توسط واحه |

ازدحام جمعیت در ظهر یک روز خلوت دانشکده در دفتر انجمن اسلامی دانشجویان نشانه ای است  از حساسیت بدنه دانشجویی  نسبت به کنش های اساتید

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت توسط واحه |

مطالب قدیمی‌تر