تبليغاتX
واحه - حالا دیگر دانشجوها هم وارد بازی شده اند
زهرا مینائی

دکتر آزاد هم وبلاگ دار شد. بالاخره در پی موج وبلاگ نویسی اساتید، این بار نوبت به دکتر آزاد رسید تا ایشان هم در این فضا بگویند و بنویسند.

یادم است همیشه ماهیت وبلاگ مرا شگفت زده می کرد. خیلی سعی می کردم تعریفی تا حدی عمومی از وبلاگ  به دست بیاورم اما هرچه بیشتر در این فضای مجازی غرق می شدم، ابعاد گسترده تری از آن را می دیدم. شاید آن اوایل، وبلاگ اصلا پدیده ی جدی ای محسوب نمی شد. شخصی نویسی نیز، در میان این پنهانکاری همیشگی ایرانیان، چندان مورد استقبال نبود. اما انگار، سال ها سکوت شکسته شد و ملت ریختند توی وبلاگ ها. خودشان را گفتند و گفتند و گفتند. برای کسانیکه آنها را معمولا نمی شناختند. از طرفی شکستن سکوت، کنجکاوی ها را هم بر می انگیخت. این بود که حجم زیادی از آدم ها، وبلاگ دار شدند و خواننده ی وبلاگ و البته بیشتر نویسنده. هرچقدر به این حجم افزوده شد، وبلاگ ها قابلیت بیشتری برای تغییر ماهیت خود پیدا کردند. حالا دیگر وبلاگ ها بازار اند.بازاری برای تبلیغات تولیدی. حالا دیگر وبلاگ ها منبعی هستند برای شهرت. حالا وبلاگ ها جایی هستند برای مطرح شدن. همه ی اینها باعث می شود که هرچه می گذرد، وبلاگ ها هم جدی تر گرفته شوند. زیرا خوانندگان خود را دارند. خوانندگانی که شاید ساعت ها در خانه بچرخند و کتابی نخوانند، اما وبلاگ ها را در حالی که پشت رایانه ی خود نشسته اند، بخوانند.

اینکه اساتید ما هم به این فضا راه پیدا کرده اند می تواند این مسئله را نشان دهد که وبلاگ ها بیش از پیش جدی گرفته می شوند. این فضا به خاطر تعاملی بودنش بسیار مفید است. مسئله این است که این فضای تعاملی به راحتی قابل کنترل است. به هر سمتی و سویی. پس وبلاگ ها با ایجاد فضای گفت و گو، که یکی از کمبودها در علوم اجتماعی در ایران است، کمک شایانی می توانند به این حوزه ی علوم انسانی داشته باشند. در واقع بالاخره اساتید فهمیده اند که باید از اتاق هایشان بیرون بیایند و با آدم ها وارد تعامل شوند، تا هم به نوعی بازخوردهای جامعه را ببینند و هم خود بتوانند بر جامعه تاثیر بگذارند. بالاخره اساتید فهمیدند که با مقاله های آی اس آی نوشتن، نمی توانند دردی از این جامعه کم کنند. حالا در وبلاگ هایشان حتی شخصی نویسی می کنند. حالا ساده تر حرف می زنند. فضایی برای بحث ایجاد می کنند. با اظهار نظر روبه رو می شوند و البته به طور جدی از آن استقبال می کنند؛ جوابشان را می دهند و بحث را دامنه دار می کنند. تحلیل ها دیگر انتزاعی و کلان نیست. حالا دیگر همین دور و ور ها را تحلیل می کنند. همکارانشان را، دانشکده را و کوچه های گیشا را. حالا جلوی دانشجوها، سر به سر هم می گذارند و توی و سر و کله ی هم. حالا نقد و انتقاد را نشان می دهند. دعواها را نشان می دهند. آنهاهم  انگار از این همه سال پنهان کاری خسته شده اند. حالا دیگر دانشجوها هم وارد بازی شده اند.

این طوری می شود که اصلا نمی توان یک تعریف مشخص از وبلاگ داد. وبلاگ یک پدیده ی مدرن است، با همان سرعت تغییر می کند، آنقدر تغییر می کند که انگار جایی برای تعریف نمی گذارد.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت توسط واحه |