تبليغاتX
واحه - ما و هیات رئیسه

مصطفی احمدی

داستان چالش دانشجویان منتقد با مدیر گروه جامعه شناسی به صفحات آخر خود رسیده است. مدیری که یک روز با اقتدار تمام از این سخن می گفت که به دانشجو جوابگو نیست و دانشجویان را در مطالبات خود تنها می دید، امروز به شدت تنها شده است.

مدیری که اندک زمانی قبل امضای تمام اعضای گروه جامعه شناسی و از جمله خودش را پای ورقه ای گذاشت که اعلام می کرد تمام تصمیمات گروه در صحن علنی و به صورت دموکراتیک اخذ می شود، امروز حتی حاضر نیست جلسات عادی گروه را تشکیل دهد از ترس انکه مبادا تصمیمی برای رفتن او گرفته شود.

مدیری که نزدیکترین دوست و همکارش، سرمست از صورتجلسه منتشر شده از تریبون بسیج اعلام انسجام گروه و حمایت همه اعضا می کرد، امروز به همان همکاران پرخاش و فحاشی میکند و حاضر نیست همنشین شان در جلسات رسمی شود.

داستان چالش دانشجویان منتقد با مدیر گروه جامعه شناسی به صفحات آخر خود رسیده است.  یا این داستان با تحقق خواست دانشجویان مبنی بر لزوم تغییر مدیرگروه به سبب تخلفات عدیده اش پایان می گیرد یا مدیرگروه می تواند چنانکه تا الان نشان داده، یک تنه تمام دانشکده از دانشجو و استاد گرفته تا هیات رئیسه را مقهور قدرت کند.

به هر حال از این داستان چند برگی بیشتر نمانده.

داستان تخلفات صورت گرفته اما همچنان ادامه خواهد داشت با هر سرنوشتی که در انتظار مدیر گروه باشد و دانشجویان منتقد موظفند همچنان بر لزوم اصلاح ناراستی ها و احقاق حقوق از دست رفته و برخورد با بیدادهای صورت گرفته پای بفشارند.

در این میان اما هیات رئیسه را نباید از نظر دور داشت.

گرچه رفتار دموکراتیک ایجاب می کند که گروههای آموزشی از استقلال نسبی برخوردار بوده و از بیرون در کار آنها دخالت نشود اما واقعیت این است که به تعبیر یکی از اساتید، امروز چیزی به نام گروه جامعه شناسی وجود ندارد.

انجمن اسلامی دانشجویان چندی پیش طی نامه ای رسمی به ریاست دانشکده خواستار مداخله مدیریت برای شکستن بن بست موجود در روند کار گروه جامعه شناسی شد.

انتظار ما از مدیریت این بود که به صورت عاجل شرایطی را فراهم کند تا جلسات گروه جامعه شناسی به صورت عادی برگزار شده و تصمیم لازم از سوی اساتید این گروه اتخاذ گردد که این مهم تاکنون تحقق نیافته است.

امروز دانشکده علوم اجتماعی در حال قربانی شدن بر سر یکدندگی و خیره سری یک نفر است. یک نفری که حاضر است دست به هر کاری بزند تا کم نیاورده باشد. یک نفری که بعد از تصریح همکارانش به درستی بسیاری از ادعاهای دانشجویان منتقد، حالا آنها را هم طرد کرده، یک نفری که جلسات گروه را تشکیل نمی دهد، کارهای معمول گروه را معطل گذاشته، کلاسهای درسش را نمیرود اما همچنان اصرار دارد که عنوان مدیریت گروه جامعه شناسی را برای خود حفظ نماید.

انتظار از هیات رئیسه برای مداخله انتظار نابجایی نیست اما هیات رئیسه باید به چند نکته توجه داشته باشد:

یکی اینکه این گره باید هرچه سریعتر باز شود. گذشت زمان به باز شدن این گره کمک نمیکند و تنها حل مساله را دشوارتر خواهد ساخت.

دیگر اینکه حل مساله باید در درون دانشکده علوم اجتماعی انجام شود و هر گونه مراجعه به بیرون برای حل موضوع می تواند پیامدهای پیشبینی نشده ای به دنبال داشته باشد.

سومین نکته در نوع راه حلی است که هیات رئیسه باید بیابد. واقعیت این است که این مجادله تا آنجا پیش رفته که دیگر با راهکارهای ریش سفیدانه که نه سیخ بسوزد و نه کباب فیصله نمی یابد. بلکه لازم است راه حلی قاطع برای آن اندیشیده شود.

آخرین نکته این نوشتار نیز لزوم حل منصفانه و عادلانه موضوع است. چنانچه به هر دلیل امروز این موضوع با راه حلی که متضمن برقراری عدالت باشد، پایان نگیرد، عملا این هیچ مساله ای حل نشده و همه چیز همچون آتشی زیر خاکستر باقی میماند تا وقتی دیگر که دوباره شعله بگیرد.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت توسط واحه |